GIS & RS Sanandaj

نویسنده وبلاگ آرمین فاتحی

GIS & RS Sanandaj

نویسنده وبلاگ آرمین فاتحی

پیدایش و طبقه بندی خاک

مقدمه:
فاکتور مهم موثر در ایجاد هر اکوسیستمی، طبیعت خاکهای آن است. خاک ها برای بیشتر گونه های زندگی که بر روی سیاره زمین رشد می کنند، حیاتی هستند. به عنوان مثال خاک ها برای گیاهان ریشه دار که پایه زنجیره غذایی هستند، مواد مغذی مورد نیاز را فراهم میکنند.
ترکیب خاک از آنچه که مردم فکر می کنند بسیار پیچیده تر است. خاک فقط شامل ذرات ریز کانیایی یا ذرات آلوده (Dirt) نیست. یک خاک واقعی دارای آب، هوا و مواد آلی نیز میباشد. تشکیل یک خاک متاثر از مواد آلی، آب و هوا، توپوگرافی، مواد سنگ مادر و زمان است.


خاک چیست؟
تعاریف زیادی تاکنون از خاک بعمل آمده که ساده ترین تعریف چنین است: خاک عبارت از قشر چند سانتی متری تا چند متری از مواد آلی و غیر آلی است که بر روی سنگ قرار گرفته و شامل هوا، آب، موجودات زنده، مواد آلی و ذرات کانیایی( عناصر معدنی) است و گیاه می تواند بر روی آن ادامه حیات دهد.
ماهیت خاک از روی موقعیت اقلیمی، پستی و بلندی، وضعیت آب شناسی آن تعیین و توسط استعداد آن برای رویاندن گیاه بیان می شود.


برخی تعاریف مربوط به خاک:
خاکفرد(Soil individual): پیکره ای از خاک است که خصوصیات پروفیلی اش در یک منطقه جغرافیایی خاص از لحاظ نظم و ترکیب منحصر به فرد است.
خاکرخ(پروفیل خاک): عبارتست از نمای عمودی افقهای یک خاکفرد.
خاک فعال(Solum): یک پروفیل ناقص خاک است که عبارتست از تکوین ژنتیکی خاک بوسیله نیروهای سازنده خاک
بعد خاک(Soil sequum): خاکها پیکره هایی می باشند که یکسری خصوصیات را در سه بعد مختلف نشان می دهند. اول بعد عمودی خواص خاک را می توان نام برد که از سطح خاک یا مرز تماس خاک با هوای آزاد شروع شده و تا عمقی که مواد از آن ژرفا به بعد زیر تاثیر و نفوذ فرآیندهای خاک زایی(پدوژنی) نیستند(مواد زمین شناختی) ادامه می یابد. بعد جانبی توالی خاک تن های مجاور از خاک تن مورد نظر در جهت افقی می باشد.
پدون(Pedon): کوچکترین حجمی را که بصورت یک خاکفرد می توان تشخیص داد، پدون نامیده می شود.
پلی پدون(Polypedon): یک حجم خاک، در جای خود که در برگیرنده بیش از یک پدون باشد، پلی پدون نامیده می شود.
خاک تن(Soil body): توده خاک را خاک تن می نامند و در حقیقت یک خاک تن بر روی زمین، همان خاکفرد واقعی است.
جغرافیای خاک:
بر اساس تعریف بانتینگ(1967) جغرافیای خاک دربرگیرنده مطالعه توزیع و مورفولوژی خاک در ارتباط با آثار بیرونی و فرآیندهای درونی است.
هوبل و کامبل(1985) به این نکته اشاره دارند که برای جغرافیای خاک دو دیدگاه وجود دارد. دیدگاه سنتی تر روی مطالعه توزیع جغرافیایی رده ویژه خاک تمرکز دارد و بر ویژگیها و پیدایش آنها، وابستگیهایشان با محیط و انسان و موقعیت های جهانی و ناحیه ای تاکید می کند. دیدگاه دیگر درباره جغرافیای خاک بر مطالعه رخداد واحدهای نقشه بر روی زمین در شکلها و الگوهای ویژه و اهمیت این الگوها برای شناسایی تاکید دارد؛ گر چه پروفیل خاک را نیز در نظر می گیرد.
بافت خاک:
بافت یک خاک شامل پراکندگی اندازه ذرات کانیایی تشکیل دهنده خاک است. ذرات بصورت عمده به 3 دسته اصلی تقسیم می شوند:
ماسه، سیلت و رس.
از تمام اجزای بخش های محتوی مواد معدنی خاک، رس ها احتمالا مهم تر از بقیه هستند. ذرات رس علیرغم اندازه بسیار ریزشان فضای ساختاری بسیار بزرگی نسبت به حجمشان دارند. این سطح بسیار بزرگ قابلیت آن را دارد تا یون های مثبت مواد مغذی را جذب و نگهداری کند. این مواد مغذی بصورت غذا در اختیار ریشه گیاهان قرار می گیرد. همچنین ذرات رس بدلیل ساختار شبکه مانند خود، تا حدی قابلیت شکل پذیری و پلاستیکی دارند. این ویژگی باعث می شود تا ذرات رس در جذب آب و دیگر مواد به داخل شبکه ساختاری خود موفق عمل کنند.


PH خاک:
خاک ها در بر دارنده واکنش های شیمیایی آلی و غیر آلی هستند. بیشتر این واکنش ها بستگی به تنوع خصوصیات شیمیایی خاک ها دارند. یکی از مهمترین خصوصیات شیمیایی یک خاک PH آن است. PH خاک در ارتباط با غلظت یون هیدروژن آزاد در زمینه خاک است. یون های هیدروژن در خاک توسط تجزیه آب، فعالیت های شیمیایی ریشه و بیشتر واکنش های هوازدگی شیمیایی به وجود می آیند. غلظت یون های هیدروژن تعیین کننده PH خاک است. خاک های با غلظت های بالای یون هیدروژن تمایل به حالت اسیدی دارند. خاک های آلکالن(قلیایی) غلظت نسبتا پایینی از یون هیدروژن را دارند.


هوموس:
توده ای از ذرات کانیایی به تنهایی یک خاک واقعی را تشکیل نمی دهد. خاک های واقعی بوسیله ارگانیزم های زنده تحت تاثیر قرار گرفته، تغییر می کنند و (Supplemented) افزوده میشوند.
گیاهان و جانوران در توسعه و گسترش خاک ها بوسیله ایجاد مواد آلی اضافی کمک می کنند. قارچ ها و باکتری ها این مواد آلی را به یک ترکیب شیمیایی نیمه محلول که "هوموس" نامیده می شود، تبدیل می کنند. ارگانیزم های بزرگتر موجود در خاک مانند کرم های خاکی، سوسک ها و موریانه ها، هوموس را با مواد معدنی موجود در خاک در هم می آمیزند.
"هوموس" یک ماده بیوشیمیایی است که در لایه های بالایی خاک که تیره است، تشکیل می شود. خود هوموس به رنگ قهوه ای تیره تا سیاه است. مطالعه هوموس بصورت مجزا بسیار مشکل است، چرا که هوموس با ذرات ریز مواد معدنی به خوبی مخلوط شده است. هوموس از اسیدها(هومیک و فولیک)، قارچها، باکتریها، دیاستازها و ترکیبات آلی دیگر که در مراحل گوناگون تجزیه می باشند تشکیل یافته است و در تشکیل آن نقش لیگنین حائز اهمیت فراوان است؛ زیرا مواد ازته و گلوسیدها بر روی ان تثبیت گشته، به این ترتیب از یک طرف مولکولهای بزرگ آلی را تشکیل میدهد و از طرف دیگر به ذرات رس متصل می گردد. خاکدانه های رسی- هوموسی که به این ترتیب از آمیزش تنگاتنگ مواد آلی و معدنی پدید می آیند ساختمانی نرم و قابل تهویه با ظرفیت بالای ذخیره آب و عناصر غذایی به خاک می بخشد.
مواد پروتئینی موجود در هوموس که از کالبد موجودات زنده حاصل می شود، توسط موجودات ذره بینی با منشاء گیاهی و جانوری(گیاوزیا) تجزیه می یابند و به آهستگی معدنی شده، به طور پیوسته غذای گیاهان را تامین می نمایند. به بیان دیگر هوموس ماده غذایی بینابینی و ذخیره ای است که عامل اصلی حاصلخیزی خاک را تشکیل می دهد.
هوموس فواید زیادی را برای خاک فراهم می آورد؛ از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره نمود:
- هوموس توانایی خاک را برای نگهداری و ذخیره رطوبت افزایش میدهد
- ته نشست مواد حمل شده توسط باد و باران
- هوموس منبع مهم مورد نیاز تامین کربن و نیتروژن گیاهان است
- هوموس باعث بهبود ساختمان خاک برای رشد گیاهان می شود
هوموس دارای انواع گوناگونی است که بستگی به کیفیت مواد آلی و نوع سنگ مادر دارد:
1- هوموس مول: پیوند تنگاتنگ با ذرات معدنی دارد و غالبا در اقلیم معتدل و مرطوب بر روی خاکهای قلیایی و رسی با خاک برگ فراوان و تجزیه پذیر تشکیل می شود.
2- هوموس مور: فشرده تر بوده، در اقیلم سردتر و بر روی خاک برگهایی که به دشواری تجزیه می شوند(مانند برگهای سوزنی کاج) و بر روی خاکهای ماسه ای و اسیدی که عملا فاقد کلوئید رس می باشند تشکیل می شود.
3- هوموس مودر: نوع بینابینی دو قسم فوق می باشد. نمونه هوموس اسید در اطراف کوه های آلپ مشاهده می شود.
فعالیت های آلی در خاک ها فراوان است. یک سانتی متر مکعب از خاک حاوی بیش از 1000000 باکتری است. 1 هکتار از چراگاه ها در یک آب و هوای مرطوب می توانند حاوی بیش از 1000000 کرم خاکی و 25000000 حشره باشد. حشرات و کرم های خاکی در به هم آمیختن و تهویه خاک ها نقش بسیار موثری دارند. این ارگانیزم ها(موجودات زنده) مسئول ایجاد بخش مهمی از هوموس بوسیله گوارش ناقص مواد آلی هستند.


جابجایی:
هنگامی که آب ها در داخل خاک به سمت پایین حرکت می کنند، باعث انتقال شیمیایی و مکانیکی مواد می شوند. فرایند انتقال مواد بوسیله باد و باران، ذرات ریز مانند رس یا مواد حل شده را به سطوح پایین تر در خاک منتقل می کند. به فرایند ته نشست این ذرات ریز در سطوح پایین تر خاک ته نشینی (illuviation) گفته می شود. آبهای نفوذی که به سمت پایین حرکت می کنند باعث انتقال مواد مغذی و مواد شیمیایی پیچیده در خاک می شوند، مانند کوچکترین ذرات. این مواد حل شده از لایه های سطحی جدا شده و توسط آبهای زیر زمینی در سطوح پایین تر ته نشست پیدا می کنند. انتقال شیمیایی کامل این مواد از خاک "Leaching" نامیده می شود.
حاصلخیزی خاک مستقیما متاثر از PH از طریق انحلال بیشتر مواد غذایی است. در PH پایین تر از 5/5 بیشتر مواد غذایی به شدت قابل انحلال بوده و به آسانی از مقطع خاک شسته می شوند. در PH های بالاتر مواد غذایی غیر قابل انحلال شده و گیاهان نمی توانند به آسانی از آنها استفاده کنند. حداکثر حاصلخیزی خاک در PH بین 6- 2/7 اتفاق می افتد.
رنگ خاک:
خاک ها متمایل به داشتن تغییرات مشخصی در رنگ هم در جهت افقی و هم در جهت عمودی هستند. رنگی شدن خاک ها بدلیل فاکتورهای گوناگونی ایجاد می گردد. خاک مرطوب نواحی استوایی عموما قرمز تا زرد است که علت آن اکسیده شدن آهن یا آلومینیم می باشد. در علفزارهای مناطق معتدل مقادیر بسیار زیاد هوموس باعث تیره شدن خاک می شود. شسته شدن زیاد آهن باعث می شود خاک های مناطق جنگلی، خاکستری شوند. سطح بالای آب در خاک باعث احیای آهن شده و این خاک ها متمایل به داشتن رنگ های ظاهرا آبی_ خاکستری یا آبی متمایل به سبز هستند. مواد آلی رنگ خاک را سیاه می کنند. ترکیب اکسید آهن و محتوی آلی باعث می شود که بیشتر انواع این خاک ها رنگ قهوه ای داشته باشند. دیگر مواد رنگ زا که گاهی حضور دارند شامل: سفید مربوط به کربنات کلسیم، سیاه مربوط به اکسید منگنز و سیاه که مربوط به ترکیبات کربن دار می باشد.
فرآیندهای تشکیل خاک:
1) فرآیندهای بیرونی تشکیل خاک
هوازدگی:
به دگرگونی فیزیکی و شیمیایی سنگها و کانیها در سطح زمین یا نزدیک آن هوازدگی گفته می شود. این فرآیند باعث خرد شدن سنگها و تجزیه و تغییراتی در کانیهای اولیه و ثانویه می شود و آنها را به حالت پایدارتری در محیط خودشان می رساند. انواع هوازدگی شامل فیزیکی و شیمیایی است.
الف) هوازدگی فیزیکی: شامل خرد شدن سنگها بدون تغییر شیمیایی و مینرالوژیکی است که در آن فقط سنگها به قطعات کوچکتر تقسیم می شوند. عوامل اصلی شکسته شدن سنگها، تنشهای درون سنگ به علل:
- نوسان دمای شب و روز
- فشار ناشی از یخ زدن در سنگها
- فشار حاصل از رشد بلورها
- ته نشست محلولها در درز و شکاف سنگ
- رشد ریشه گیاه
ب) هوازدگی شیمیایی: شامل تغییر در ساختار شیمیایی و کانی شناختی سنگها می شود و فرآیندهای آن عبارتند از:
- اکسیداسیون و احیاء
- آبگیری(هیدرولیز)
- انحلال
- کلات شدن(پیوند یک یون فلزی با یک کمپلکس آلی)
بطور کلی هر دو فرآیند فوق در تشکیل خاک نقش مهمی دارند ولی در این بین نقش هوازدگی شیمیایی بعلت تنوع عوامل آن مهمتر است.
فرآیندهایی هوازدگی که اساسا در خاک رخ می دهند عبارتند از:
- چرخه اکسیداسیون و احیاء
- جابجایی آلومینیوم از ساختمان رس به داخل هیدروکسدهای آبدار از طریق جایگاه های تبادلی
- خروج پتاسیم از لایه های میکا
- ته نشست آلومینیوم بین لایه ای در کانیهای رسی
- تشکیل گیبسیت و سیلیسی شدن دوباره
- تشکیل کانیهای ثانویه آهن
2) فرآیندهای درونی تشکیل خاک:
این فرآیندها که به فرآیندهای پدوژنی نیز معروفند شامل به دست آوردن و از بین رفتن ماده ها از یک پیکره خاک است که بر اساس چهار پدیده فروساییدگی، افزایش ضخامت خاک، ویژگیهای ژئومورفی حد واسط یا جابجایی درون یک خاک صورت می گیرد.
فرآیندهای پدوژنی شامل افزایش مواد آلی و کانی به خاک، تلفات این مواد از خاک، انتقال این مواد از نقطه ای به نقطه دیگر و دگرگونی مواد آلی و کانی درون خاک می باشد.
فرآیندهای جابجایی مواد در خاک شامل:
- آبشویی - فرسایش سطحی - غنی شدگی
- انباشتگی - آهک زدایی - سیلیس زدایی
- شورزدایی – شورشدن
تعیین سن خاکها:
تعیین سن خاکها از راه های مختلف انجام می شود:
شمارش حلقه ای تنه درخت، روشهای استفاده از رادیوایزوتوپ کربن(C 14) و بهره وری از اصول ژئومورفولوژی و چینه شناسی که با تایید رادیوایزوتوپ کربن همراه است، برای تعیین سن خاکها در سطوح ژئومورفولوژیکی گوناگون بکار می رود.
در بسیاری از نقاط، سن مطلق سطوح ژئومورفی در دسترس نیست، از این رو تعیین سن آنها و خاکهایی که رویشان تشکیل می شود باید نسبی بوده یا برای برآورد سن تقریبی به نشانه های چینه شناسی یا پیشینه های سنگواره ای وابسته باشد.


سرعت تشکیل خاک:
پرسشی که اغلب در رابطه با از دست دادن خاک به وسیله فرسایش پیش می آید، آن است که مدت زمان لازم برای تشکیل 2 تا 3 سانتی متر خاک چقدر است؟ خاک شناسان در این مورد بر اساس اینچ یا سانتی متر فکر نمی کنند بلکه در این رابطه افقها، لایه ها و پروفیلها را در نظر می گیرد. تفاوتی که بین سرعت تشکیل خاک بر روی سنگهای یکپارچه و ته نشستهای غیر یکپارچه وجود دارد آشکار است.
کلارک با بررسی مواد محلول در رودخانه ها این گونه نتیجه گیری کرد که سطح اراضی کره زمین در هر 30000 سال به اندازه 30 سانتی متر پایین می رود. مقادیر زیادی از مواد باید از خاکهای کامل جوان و مسن خارج شده باشند. عواملی که بر سرعت پدیده پدوژنز تاثیر دارند شامل شدت هوازدگی فساد و پسروی و ماندگی پدولوژیکی باشد. شدت هوازدگی در واحد حجم خاک برای پروفیلهای کم عمق که تکوین آنها به کندی از سنگهای آذرین ریز بافت انجام شده بیشتر از پروفیلهای کم عمقتری است که با سن و اقلیم همسان از سنگهای درشت بافت گابرو تشکیل شده است. پسروی شامل فرآیندهای برگشتی است مانند آنچه که در مورد شور شدن دوباره فصلی خاکی که تدریجا آبشویی شده ملاحظه می گردد. ماندگی پدولوژیکی خاک به پایداری آن در برابر شرایط تغییر یافته محیطی گفته می شود.
مقاطع خاک:
بیشتر خاک ها دارای پروفیل یا سکانسی از لایه های افقی مشخص هستند. این افق ها نتیجه فرایند های حمل مواد بوسیله آب و فعالیت موجودات زنده هستند. بطور کلی 5 افق عمودی در یک خاک نمونه(Typical) وجود دارد که شامل افق های O ,A ,B ,C ,R می باشد.
افقO: بالاترین لایه در اکثر خاک هاست که اصولا حاوی گیاهان، سطوح مختلفی از مواد تجزیه شده و هوموس ها می باشد.
افق A: در زیر افقO افق A قرار دارد. این لایه اساسا از ذرات کانیایی تشکیل شده که دارای 2 ویژگی هستند. اولا در این لایه هوموس و دیگر مواد ارگانیکی با ذرات کانیایی مخلوط شده و ثانیا این زون، یک زون جابجایی است که در آن آب ذرات ریزتر و مواد محلول را حمل کرده و آنها را در لایه زیرین ته نشست داده است. بنابراین افق A از نظر رنگی تیره و از نظر بافتی سبک و متخلخل است. افق A عموما به 2 بخش، افق تیره تر بالایی با تجمع مواد آلی و افق پایینی که نشانگر فقدان مواد بدلیل انتقال آنها توسط آب است متمایز می شود.
افق B: یک لایه خاک حاوی مواد معدنی است که اصولا بوسیله ته نشینی تشکیل شده است. این لایه مواد حل شده توسط آب را از افق A دریافت می کند و دارای دانسیته حجمی بالاتری نسبت به افق A بدلیل غنی شدگی اش از ذرات رس می باشد. افق B معمولا بوسیله اکسیدهای آهن و آلومینیم یا بوسیله کربنات کلسیم ته نشین شده از افق A رنگی می شود.
افق C: اساسا از سنگ مادر هوازده شده ای تشکیل شده که توسط فرایندهای خاک زایی یا جابجایی یا تشکیل مواد ارگانیکی بطور موثر تحت تاثیر قرار نگرفته است.
افقR: حاوی سنگ بستر غیر هوازده است.


پایداری خاک در مقادیر مختلف رطوبت:
پایداری اجزاء خاک در هر افق تاثیر زیادی بر روی خصوصیات متعدد خاک دارد. متاسفانه سنجش صحرایی این خاصیت زیاد دقیق نیست. در صحرا، پایداری خاک در بیشترین مقادیر ممکن رطوبتی به کار برده می شود.
1- پایداری در حالت تر(مقدار رطوبت مساوی یا کمی بیشتر از حد ظرفیت زراعی است).
الف) چسبندگی(Stickyness): خاصیت چسبندگی به سایر اجسام.
a) غیر چسبنده(non sticky): به طور طبیعی مواد خاک به انگشتان نمی چسبد.
b) کمی چسبنده(Slightly sticky): خاک به یکی از انگشتان می چسبد ولی به انگشتان دیگر نمی چسبد.
c) چسبنده(Sticky): خاک هم به انگشتان و هم به شست می چسبد و تا اندازه ای کش می آید.
d) بسیار چسبنده(Very sticky): خاک به شدت به انگشتان و شست می چسبد.
ب) شکل پذیر(Plasticity): ظرفیت قالب گیری با دست.
a) شکل ناپذیر(non plastic): با غلتاندن خاک بین دو دست، میله ایجاد نمی شود.
b) کمی شکل پذیر(Slightly plastic): با غلتاندن خاک بین دو دست فقط میله های کوتاه کمتر از یک سانتی متر ایجاد می شود.
c) شکل پذیر(Plastic): میله های بلند را میتوان ایجاد کرد و فشار کمی لازم است تا بتوان یک قطعه شکل یافته را در هم شکست.
d) بسیار شکل پذیر(Very plastic): فشار زیادی لازم است تا یک قطعه قالب گرفته را بتوان تغییر شکل داد.
2- پایداری در حالت مرطوب:(رطوبت خاک بین خشکی و حد ظرفیت زراعی است).
a) شل(Loose): ذرات خاک به هم پیوسته نیستند.
b) خیلی ترد(Very friable): خاکدانه ها به آسانی بین شست و انگشت خرد می شوند.
c) ترد(Friable): فشار ملایمی بین شست و انگشت لازم است تا خاکدانه ها را خرد کند.
d) سفت(Firm): فشار متوسطی بین شست و انگشت لازم است تا بتوان خاکدانه ها را خرد کرد.
e) خیلی سفت(Very firm): فشار زیادی بین شست و انگشت لازم است تا بتوان خاکدانه ها را خرد کرد.
f) فوق العاده سفت(Extremely firm): خاکدانه ها را نمی توان با فشار شست و انگشت خرد کرد.
3- پایداری در حالت خشک:(خاک خشک در مجاورت هوا)
a) شل(Loose): ذرات خاک به هم پیوسته نیستند.
b) نرم(Soft): خاکدانه ها به آسانی در دست به دانه های مجزا می شکنند.
c) کمی سخت(Slightly hard): فشار ملایمی بین شست و انگشت لازم است تا خاک را خرد کند.
d) سخت(Hard): خاکدانه ها بین شست و انگشت به زحمت قابل شکستن می باشد.
e) فوق العاده سخت(Extremely hard): خاکدانه ها را با دو دست هم نمی توان در هم شکست.




تیپهای خاک مناطق مختلف جغرافیایی جهان
( از استوا تا قطب شمال)




الف- خاکهای حاره ای و مجاور حاره ای
تقریبا 25 درصد سطح کره زمین را مناطق حاره ای اشغال کرده است. در تشکیل خاکهای حاره ای آب و هوا و رستنیها بیش از سایر عوامل موثر هستند. در این مناطق درجه حرارت ماهیانه در سردترین ماه بالای 18 درجه سانتیگراد است بعلاوه خصوصیات دیگری نیز این مناطق دارند که عبارتند از: نوسان کم درجه حرارت، باران سالیانه زیاد، نبود فصل خزان، وجود پوشش گیاهی و جنگلی انبوه و همیشه سبز، تجزیه سنگها و شستشوی سریع بازها.
خاکهای مناطق حاره ای با خاکهای مناطق قطبی بعللی که در بالا توضیح داده شد متفاوت است. چون آب و هوای قطبی دارای زمستانهای سرد و طولانی است، از این رو ضخامت خاک مناطق مزبور فوق العاده کم است، اما آب و هوای حاره ای واقعی باعث تخریب بسیار زیاد سنگها شده و درنتیجه ضخامت خاکهای آن خیلی زیاد است. تخریب در این مناطق بیشتر شیمیایی است درصورتی که در مناطق قطبی تخریب بیشتر بصورت مکانیکی صورت می گیرد.
دوره یخبندان، در تکامل خاکهای حاره ای خللی وارد نیاورده بلکه فقط تکامل آن را تغییر داده است. بنابراین خاکهای حاره ای در حقیقت بسیار قدیمی تر از خاکهای قسمت اعظم اروپا یا قسمتهای دیگر جهان است.
تیپهای مختلف خاک:
الف) تقسیم بندی بر اساس نوع ماده:
چنانچه سنگ مادر کربناتی نباشد خاکهای زیر تشکیل می شود:
1- لیمونهای قرمز: این خاک چسبنده و دارای مقدار زیادی کائولینیت است.
2- خاکهای سرخ به معنای واقعی: دانه بندی این خاک ریز است و به آسانی خرد می شود. اسید سیلیسیلک، در خاکهای سرخ به شدت شسته شده و همچنین از بازها فقیر هستند.
3- خاکهای سرخ لاتریتی: که در به مقدار زیادی اکسید آلومینیوم آزاد وجود دارد. این خاکها در آب و هوای مرطوب که دوره خشکی آنها زیاد طولانی نباشد، تشکیل می شود.
ب) تقسیم بندی بر اساس آب و هوا، رستنیها و شستشوی خاک:
1- خاکهای سرخ ساوانی: که در آب و هوای متغیر مرطوب تشکیل شده و به اندازه کافی حاصلخیز است.
2- لیمونها سرخ: این خاک شستشو یافته، از لحاظ باز فقیر و در مناطق جنگلهای همیشه سبز آب و هوای مرطوب یافت می شود.
3- خاکهای لاتریتی: مانند خاکهای سرخ لاتریتی هستند.
4- لاتریتهای واقعی


ب- خاکهای استپی علف بلند ( چرنوزیم و خاکهای مشابه آن )
چرنوزیم و خاکهای مشابه آن بیشتر تحت تاثیر آب و هوا و رستیها پیدایش می یابد.
در اکراین، قسمت مرکزی ایلات متحده آمریکا، سیبری جنوبی و همچنین در زیر بقایای گیاهان استپی آلمان، خاکهایی وجود دارد که به آنها خاکهای سیاه استپی یا چرنوزیم ( Tschernosem ) می گویند.
این خاک از افقهای A و C تشکیل شده است که افق A به رنگ خاکستری سیاه و دارای بافت بسیار خوبی است که در مقابل عوامل مکانیکی مانند باران، یخبندان و غیره از خود مقاومت نشان می دهد. این دارای سوراخها و منافذ ریز فراوانی است که تا 60 درصد حجم خاک را اشغال می کند و دارای موجودات زنده فراوانی است. ضخامت این افق تا 150 سانتیمتر نیز می رسد. افق A دارای مقدار هوموس کمی است و حداکثر به 10 درصد می رسد. نسبت کربن به نیتروژن 8 تا 12 بوده و PH آن تقریبا 5/6 تا 7 است. این افق فاقد کربنات کلسیم است. افق C که سنگ مادر چرنوزیم را تشکیل می دهد، اغلب از لس است.

شرایط تشکیل چرنوزیم:
این خاکها در آب و هوای خشک تشکیل می شوند. زمستانهای سخت و تابستانهای گرم از مشخصه های این تیپ آب و هوا می باشد. در منطقه تشکیل چرنوزیم مقدار بارش سالیانه در حدود 350 تا 500 میلیمتر است و بیشتر در اوایل بهار می بارد.




ج- خاکهای مناطق خشک ( خاکهای استپی علف کوتاه، خاکهای بیابانی و نیمه بیابانی )
در اینجا آب و هوا و رستنیها عامل اصلی تشکیل دهنده خاک است.




- تاثیر عمومی آب و هوای خشک:
این مناطق آب و هوایی در نیمکره شمالی از آفریقای شمالی شروع شده، از عربستان و آسیای مرکزی گذشته تا چین شمالی ادامه می یابد. در نیمکره جنوبی شامل قسمتهایی از شمال شیلی، آرژانتین، آفریقای جنوبی و استرالیا می شود. این آب و هوا که تقریبا یک چهارم از کره زمین را در بر می گیرد، از لحاظ تشکیل خاک و کشاورزی دارای مشخصات زیر است:
1- نزولات جوی کمتر از تبخیر است، ریزش باران در آانجا بیشتر بصورت حادثه ای بوده و تبخیر زیاد و بالا آمدن آب باعث جمع شدن بازها در خاک می شود.
2- خشکی هوا در آنجا شدید و جمعیت آن کم است.
3- اختلاف زیاد درجه حرارت در این مناطق، سبب تخریب فیزیکی شدید سنگها می شود.
4- پوشش گیاهی آن در مقایسه با مناطق معتدلع گرم و مرطوب کمتر است و هر چه از مناطق استپ جنگلی به طرف مناطق بیابانی پیش برویم، پوشش گیاهی به تدریج رو به کاهش می رود، به این صورت که استپ درختی رفته رفته به استپ بوته ای و سپس بتدریج به استپ علفی و بعد به مناطق نیمه بیابانی و آنگاه به مناطق بیابانی می رسیم. جنگلها، محدود به خاکهایی می شود که دارای آب اضافی ( آب زیرزمینی و آب ذخیره فصلی ) باشند.
5- خاکهای مناطق خشک، همیشه از کاتیونها ( کلسیم، منیزیم و سدیم ) اشباع شده است و نمک موجود در آب زیرزمینی نیز برای تشکیل خاک اهمیت دارد.

نمونه هایی از خاکهای مناطق خشک:

1- خاکهای بلوطی رنگ: آنها خاکهای استپهای علف کوتاه است و از لحاظ ساختمان و رنگ با خاکهای سیاه استپی متفاوت است. این خاکها به علت خشکی زیاد آب و هوا از لحاظ تشکیل هوموس، کیفیت هوموس و دانه بندی به خوبی خاکهای سیاه استپی ( چرنوزیم ) نیست. مقدار هوموس آن 2 تا 4 درصد و نسبت کربن به ازت در هوموس تقریبا 12 است. در آب و هوای استپی که تابستانهای آن گرم و زمستانهای آن سرد و تقریبا دارای 250 تا 300 میلیمتر باران در سال است، تشکیل می شود. در این خاکها نسبت به چرنوزیم بوته کمتری می روید. پراکندگی این خاکها در مناطق وسیعی از آمریکای شمالی، اروپای جنوب شرقی و آسیای مرکزی می باشد.
رنگ افق A در این خاکها به رنگ بلوط است. در این خاکها منافذ و سوراخهای ریز متعددی وجود دارد که آنها را جانوران بوجود آورده اند. این گذرگاه های حیوانی غالبا به شکل جیبی وارد افق B می شود. افق C اغلب از لس تشکیل شده است. در این خاکها کربنات کلسیوم به علت خشکی زیاد کمتر شسته می شود و در عمق 40 تا 60 سانتیمتری از سطح خاک قرار دارد. کمی پایین تر از آن ممکن است سولفات کلسیوم ( گچ ) ظاهر گردد.
2- خاکهای خاکستری و قهوه ای نیمه بیابانی: در این مناطق 125 تا 250 میلیمتر در سال باران می بارد و گیاهان آن مقاوم به خشکی و شوری هستند. در چنین شرایطی پوشش گیاهی خیلی تنک بوده و بقایای گیاهی خیلی کم است لذا مقدار هوموس افق A در این خاک تقریبا به 1 درصد می رسد. رنگ قسمتهای سطحی تر این خاکها کمی روشن تر از قسمت زیرین آن است و واکنش خاک رویی آن اغلب قلیایی است. افق B بیشتر از افق A کربنات دارد، بعلاوه افق B اغلب دارای گچ بیشتری نیز هست. در این خاکها علاوه بر کلسیم و منیزیوم، سدیم نیز در قسمت قابل واکنش خاک وجود دارد که باعث نامرغوبی ویژه ای در خواص افق B می شود. خاکهای قهوه ای و خاکستری در مناطق خشک آسیا و قسمت غربی آمریکای شمالی دیده می شود.


3- خاکهای بیابانی:
خاکهای بیابانی واقعی، در مناطقی تشکیل می شود که نزولات جوی آن کمتر از 125 میلیمتر در سال است، در این خاکها به علاوه فقر پوشش گیاهی، هوموس به حداقل ممکن می رسد و خشکی زیاد و فقر پوشش گیاهی، مانع از تخریب شیمیایی و تشکیل خاک می شود. فقط پس از انکه خاک، گاهگاهی بر اثر رگبارهای حادثه ای مرطوب می شود، تخریب شیمیایی بطور موقت انجام و تشکیل خاک به معنی محدود کلمه صورت می گیرد.رطوبت و تخریب اتفاقی، مانع از انتقال مواد از قسمتهای سطحی خاک به قسمتهای زیرین می شود. در این خاکها بیشتر قشرهایی از کربنات کلسیم، سولفات کلسیم، سیلیس و اکسید آهن تشکیل می شود. سدیم بیشتر در قسمتهایی از خاک که کمتر تکامل یافته و قابلیت واکنش آن نیز کم است، وجود دارد.




د- خاکهای قهوه ای جنگلی ( خاک جنگلهای مخلوط )

منطقه اصلی خاکهای قهوه ای اروپای مرکزی است. از این رو به خاکهای قهوه ای جنگلی، خاکهای قهوه ای اروپای مرکزی نیز می گویند.

شرایط تشکیل:
1- سنگ مادر نباید از لحاظ بازها خیلی فقیر یا دارای مقدار زیادی بی کربنات باشد، بلکه مقدار متوسطی از بازها بصورت سیلیکات کافی است.
2- آب اضافی نباید در خاک موجود باشد ( چه بصورت آب زیرزمینی و چه بصورت آب ذخیره فصلی ) و برای اینکه آب ذخیره در زمین تشکیل نگردد زمین نباید زیاد هموار باشد، بنابراین ناهمواری متوسط کمال مطلوب است.
3- آب و هوای معتدل با باران پراکنده در تمام طول سال، اختلاف کم درجه حرارت بین شب و روز و زمستان و تابستان و بارش سالیانه حداقل 500 میلیمتر در سال

بنابر آنچه گفته شد، برای تشکیل خاک قهوه ای تنها تاثیر آب و هوای معتدل که دارای رطوبت معینی باشد کافی نیست، بلکه پوشش طبیعی، ناهمواری و سنگ مادر نیز موثر است.

نیمرخ خاک قهوه ای جنگلی:
افق A: هوموسی، خاکستری قهوه ای، کمی چسبنده، پر از ریشه، بافت مرغوب، تا اندازه ای غنی از لحاظ جانوران کوچک، واکنش کمی اسیدی، نسبت کربن به ازت تقریبا 15 تا 18.
افق B: لیمویی تر و چسبنده تر از افق A، قهوه ای تا زرد مایل به قهوه ای، کمی اسیدی، بدون کربنات، پر از ریشه و اغلب دارای مجراهای ریزی که توسط ریشه بوجود آمده است.
افق C: ممکن است دارای کربنات باشد ( مثلا لس )، وقتی که کربنات نداشته باشد ( مثلا گنیس ) کم کم از B به C تبدیل میگردد.ترکیبات آهن به بصورت آهن سه ظرفیتی است.

تقسیم بندی خاکهای قهوه ای بر اساس زیر است:
اول- مقدار بازها: بسته به میزان PH خاک به خاکهای از لحاظ بازی غنی ( PH بین 6-7 ) و فقیر ( 8/4 تا 5/5 )
دوم- مقدار رس: اگر مقدار رس کم باشد، خاکهای ماسه ای و اگر رس زیاد باشد، خاکهای لیمونی نارس بوجود می آیند.


خاکهای جنگل سوزنی برگ شمالی و توندرا ( نواحی مجاور قطبی )

الف) انواع آب و هوای مرطوب از دیدگاه خاک شناسی:

1- آب و هوایی که دارای خصوصیات شمالی است: ( به عقیده کپن، آب و هوای آن در زمستان سرد و مرطوب است ) در این نوع آب و هوا با اینکه نزولات جوی خیلی کم است باز هم خاک دارای رطوبت زیاد است و اختلاف درجه حرارت بین فصل سرد و گرم بسیار زیاد است. در قسمتهای شمالی و مرکزی منطقه ای که دارای این تیپ آب و هوا است، جنگل سوزنی برگ وجود دارد.

2- آب و هوای معتدل: (به عقیده کپن، این آب و هوا، کم مرطوب است ) در این آب و هوا رطوبت زیاد و اختلاف درجه حرارت بین روز شب و زمستان و تابستان کم است. باران در تمام فصول می بارد. در قسمتهای کوهستان، جنگلهای مخلوط آلش و کاج وجود دارد.

3- آب و هوای مرطوب حاره ای: مربوط به جنگلهای همیشه سبز مناطق حاره و مجاور حاره است.


ب) پدوزول:

1- پدوزولهای نمونه شمالی:
این خاکها در زیر جنگل وزنی برگ شمالی تشکیل شده است. رطوبت آنجا نسبت به منطقه چرنوزیم خیلی بیشتر است. کربنات و بازها بر اثر رطوبت زیاد شسته شده، به افقهای تحتانی منتقل گردیده، از این رو بافت خاک بسیار نامرغوب و محیط خاک اسیدی شده است. افق B پدوزول، لیمونی سفت و به رنگ قهوه ای است. افق A به سه افق فرعی A0، A1 و A2 تقسیم می شود. رنگ افق A بعلت شسته شدن هوموس و افزایش درجه اسیدی خاک و تخریب رس روشن است. نسبت کربن به ازت آن زیاد و در حدود 20 تا 30 است. اکسیدهای آهن و آلومینیوم ضمن تشکیل پدوزول به از افقهای سطحی به افق B انتقال می یابد. این خاکها در روسیه، اروپای شمالی و آمریکای شمالی گسترش دارند.
شرح افقهای پدوزول:
A0: بقایای گیاهان جنگلی، بی شکل، قهوه ای سرخ تیره، طبقه طبقه با ضخامت 2 تا 5 سانتیمتر.
A1: خاکستری تیره، هوموسی، بافت دانه ای مجزا، ضخامت 1 تا 5 سانتیمتر، PH در حدود 5/4.
A2: خاکستری روشن، ماسه ای، دارای مقدار زیادی کوارتز، فقیرترین افق از لحاظ اسید سیلیسیک، اکسید آهن و آلومینیوم و PH در حدود 2/4 تا 7/4.
B: رنگ مشابه زنگ آهن، دارای اکسید اهن و آلومینیوم.

2- شبه پدوزولها:
این خاکها در کشورهای مجاور مناطق حاره که دارای رطوبت زیاد هستند مثل اندونزی، برخی نواحی استرالیا و چین و جنوب غربی آمریکا تشکیل می شود. این خاکها دارای مشخصات زیر هستند:
رنگ پریده، واکنش اسیدی، پوشش هوموسی ضخیم، بعلت اینکه بخشهای زیرین این خاک تحت تاثیر آب قرار دارد، باید آن را جزو خاکهای اسیدی که تحت تاثیر آب ذخیرهتشکیل شده و دارای افق رنگ پریده است محسوب داشت.

3- پدوزولهای ثانویه:
این خاکها در اثر دخالت انسان، از تیپهای دیگر خاک منتج می شود.مثلا در آلمان در اثر تخریب جنگلهای پهن برگ طبیعی از خاک قهوه ای بوجود آمده است. فرقهای اساسی این خاک با پدوزولهای طبیعی عبارتند از:
مشخص بودن افق A در نوع ثانویه، اسیدیته بالاتر خاک بین 3 تا 5/3، نبود لایه فرعی A1

4- پدوزولهای اصلاح شده:
این عمل توسط انسان و بر روی پدوزولهای طبیعی صورت گرفته است. این پدوزولها بر اثر از بین رفتنیک اجتماع گیاهی مصنوعی بوسیله یک اجتماع گیاه طبیعی یا بوجود آمدن علفزار، بجای جنگل بوجود می آید.


ج) خاکهای نواحی مجاور قطبی:
از خصوصیات این خاکها، آب و هوای توندایی، رطوبت زیاد هوا، باران کم و ابر زیاد است.در برخی نواحی و بطور محلی خاک خشک و گرم است ولی در بیشتر مواقع غالبا در تمام طول سال یخ بسته است. پوشش گیاهی در این محلها محدود به انواع بعضی از درختان کوتاه قد ( بتولا و سالیکس )، خزه و گلسنگها است. ضخامت نیمرخ خاک در این مناطق از چند سانتی متر تجاوز نمی کند. بعلت تجزیه کم مواد آلی در این مناطق، هوموس آنها نسبتا زیاد است. بعلت پوشش گیاهی کم خاک آنجا بیشتر تحت تاثیر فرسایش قرار می گیرد. این خاکها در سیبری، کانادای شمالی و آلاسکا گسترش دارند.


خاکهای حاصل از تاثیر سنگ و آب و هوا:

الف- سیروزم : خاک نارس مناطق معتدل است و خواص آن بستگی به سنگ مادر دارد از این جهت در تقسیم بندی آن به انواع مختلف، اغلب نوع سنگ مادر را در نظر می گیرند. سیزومهای حاصل از سنگهای سست و آزاد جزو ریگوسلها و سیزومهای حاصل از سنگهای سفت و سخت جزو لیتوسلها بشمار می آیند. این خاکها را اغلب می توان در مناطق کوهستانی، روی رسوبات جدید و در محلهایی که خاک فرسایش یافته پیدا نمود.

ب- خاکهای حاصل از سنگهای کربناته:

1-رندزین یا خاک کربناتی- هوموسی: از سنگ آهک در آب و هوای اروپای مرکزی، اصولا خاکهای کم عمقی که تا اندازه ای خشک و دارای رنگ هوموسی قوی است، بوجود می آید. افق A دارای بافت بسیار مرغوب بوده و خاکدانه آن به آسانی خرد می شود. این افق دارای کلسیوم، منیزیوم و همچنین هوموسی که تا اندازه ای از لحاظ ازت غنی است، تشکیل شده و ضخامت آن 10 تا 30 سانتیمتر است. نوعی از این خاک بنام رندزین خاکستری غنی از جانوان خاک زی بوده و در مناطقی که درصد آهک سنگ زیاد باشد تشکیل می شود.
2- ترافوسکا: از سنگ آهک تشکیل می شود و دارای مشخصات زیر است:
افقA ان قهوه ای تیره و افق B آن لیمونی، به رنگ قهوه ای سرخ درخشان است. در افق C سنگ آهک دار قرار دارد. این خاک در قمتهای شمالی آلپ و در دیگر قسمتهای جنوبی اروپای مرکزی یافت می شود.

2-تراروسا: این خاک نیز از سنگ آهک و بیشتر در آب و هوای زیتونی منطقه مدیترانه تشکیل می شود. افق A آن به رنگ قهوه ای قرمز است که در آن رنگ هوموسی بطور آشکار دیده نمی شود. رنگ افق B قرمز درخشان تا سرخ مایل به قهوه ای بوده که این رنگ ناشی حضور اکسید آهن آبدار می باشد. در این افق قطعات آهک نیز دیده می شود. در زیر این افق بلافاصله صخره های آهکی تخریب نشده وجود دارد.





ج- خاکهای حاصل از سنگهای غیر کربناتی با ترکیبات کانی یکنواخت:

این خاکها اهمیت محلی دارند و دارای مشخصات زیر هستند:
رنگ آنهاتیره است، غنی از بازها هستند، مقدار هوموس آنها بسیار زیاد ( 6 تا 7 درصد )، نسبت کربن به ازت خیلی کوچک ( کمتر از 9 ) و غالبا فاقد افق B است. گیاهان در افق A خوب ریشه دوانیده و در این افق تعداد زیادی موجود زنده زندگی می کنند. میزان کلسیم و منیزیم آنها ( بستگی به نوع سنگ ) بالا است.

د- رانکر:
از خاک نارس بوجود می آید، یعنی اینکه در خاک نارس، در نتیجه پیشرفت تخریب فیزیکی و شیمیایی، خاکی بوجود می آید که قسمت رویی آن دارای هوموس است. رانکرها نیز مانند سیزومها اگر حاصل از سنگهای سست و آزاد باشند، جزو ریگوسلها و اگر حاصل از سنگهای سفت و سخت باشد، جزو لیتوسلها بشمار می آیند. اگر سنگ اولیه رانکر غنی از سیلیکات و به آسانی تخریب شود، رانکر مربوطه پس از تکامل به خاک قهوه ای تبدبل می شود. اما از رانکری که روی سنگ فقیر از لحاظ سیلیکات قرار دارد، پدوزول بوجود خواهد آمد.




خاکهای هیدرومورفی:
اگر سطح آبهای زیر زمینی بالا باشد یا اینکه بر اثر طغیان رودخانه،دریا و غیره سطح زمین را بپوشاند یا در طبقات غیر قابل نفوذ بصورت مسدود شده باقی بماند، خاکهایی تشکیل می شوند که که تکاملشان به میزان قابل توجهیبستگی به تاثیر آب زیر زمینی و آب ذخیره فصلی دارد. عوامل اصلی موثر در تشکیل خاکهای هیدرومورفی، آب، ناهمواری و آب و هوا هستند.

انواع خاکهای هیدرومورفی:
1- گلای:
گلای نام یک تیپ خاک و کلمه ای است روسی که بیشتر معنی توده رسی چسبنده را میدهد. آب زیرزمینی در تشکیل آن نقش بسزایی دارد. گلای دارای افقها Ah و G0 است.
افق Ah، هوموسی است و تحت تاثیر آب قرار ندارد و در زیر آن افقG0 ( افق اکسایشی ) دیده می شود. این افق با بالا رفتن سطح آب زیرزمینی گاهی خیس و گاهی خشک است و بنابراین رطوبت خاک دایم در حال تغییر است. در مواقعی که این افق خشک است، پدیده اکسایش اتفاق افتاده و در نتیجه آن لکه های زرد مایل به قرمز، که شبیه زنگ آهن است، تشکیل می شود.در فصل مرطوب پدیده احیاء اتفاق می افتد که در نتیجه آن لکه های خاکستری کم رنگ تا کبود در افق G0 بوجود می آید.
زیر این افق، افق Gr دیده می شود که همیشه تحت تاثیر آبهای زیر زمینی قرار دارد و رنگ آن خاکستری کم رنگ تا کبود است.
گلای را می توان بیشتر در مناطق علفزار، کنار رودخانه های کوچک و جویها یافت.


2- پسیدوگلای:
پسیدوگلای تحت تاثیر آب ذخیره فصلی بوجود می آید. آبهای فصلی زمانی در خاک ذخیره می شود که خاک دارای مقدار زیادی رس و لای بوده و یک طبقه یا یک افق غیر قابل نفوذ در خاک تشکیل شده باشد. از دیگر شراط تشکیل آن وجود آب و هوای سرد پرباران است. در فصول مرطوب که هوا نمی تواند وارد خاک شود، درنتیجه رنگ خاک در اثر پدیده احیاء آبی کمرنگ و یا سبز کمرنگ می گردد. در فصول خشک و موقع رویش گیاه، افقهای سطحی خشکتر شده و در نتیجه پدیده اکسایش رنگ خاک به رنگ خاکستری سرخ در می آید. پسیدوگلای از افقهای Ah، g1 و g2 تشکیل شده است.
افق Ah هوموسی است و زیر آن افق g1 قرار دارد که نسبت به افق زیرین خود یعنی g2 زودتر خشک شده و پدیده اکسایش در آن صورت می گیرد. رنگ افق g1 خاکستری روشن تا تیره همراه با لکه های زیادی به رنگ قرمز مایل به قهوه ای می باشد. رنگ افق g2 مایل به خاکستری سرخ تا قهوه ای مایل به زنگ آهن است که لکه های خاکستری روشن در آن دیده می شود و نمایی مثل سنگ مرمر را دارد که به همین خاطر به آن خاک مرمری هم گفته می شود.
خواص پسیدوگلای: PH آن اغلب کم است ولی اگر از سنگ مادر آهکی بوجود آیند، PH آنها به بیشتر از 7 نیز میرسد. ماده آلی پسیدوگلاهای قلیایی به رنگ خاکستری تیره و ماده آلی پسیدوگلاهای اسیدی به رنگ قهوه ای است.
از پسدوگلاهای کامل می توان به عنوان مراتع خوب استفاده کرد بعلاوه برای احداث جنگل نیز محل مناسبی هستند.

3- خاکهای مرغزاری ( خاکهای چمنی ):
این خاکها از رسوبات رودخانه ای تشکیل شده و آب زیرزمینی موجود در آن تابع آب موجود در رودخانه است. این خاکها بیشتر در دره هایی یافت می شود که در آن آب جاری است و آب زیرزمینی دارد. این خاک غنی از پوشش گیاهی ( بصورت چمن، درخت تبریزی و کلا گیاهانی که در محیط مرطوب خوب رشد می کنند ) است. خاکها مرغزار دارای افقهای زیر هستند:
Ah: این افق از لحاظ هوموسی غنی و به رنگ خاکستری قهوه ای است.
G: رنگ قسمتهای بالایی این افق بعلت پدیده اکسایش، شبیه رنگ زنگ آهن و رنگ قسمتهای پایینی آن که بیشتر تابع آب زیرزمینی و پدیده احیاء در آن صورت می گیرد به رنگ خاکستری است.
در منطقه خاکهای مرغزاری، خاکهای نارس به علت جدید بودن رسوبات زیاد است. خاکها مرغزاری ممکن است در نتیجه تغییر عوامل تشکیل دهنده خاک و شرایط موجود، به خاکهای مرغزاری اهکدار، خاکهای مرغزاری رندزین مانند خاکهای سیاه و غیره تبدیل گردد.


4- خاکهای باتلاقی:
این خاکها مشابه گلای بوده و افقهای آن نیز مشابه است. این خاک در دهانه رودخانه های نزدیک دریا ( باتلاقهای رودخانه ای ) و در ساحل خود دریا ( باتلاقهای دریایی ) یافت می شود.این خاکها از نوع رسی تا ماسه ای بوده و اغلب دارای کربنات کلسیوم است که حاصل غلاف جانوران کوچک دریایی است. خاکهای باتلاقی قدیم نسبت به نوع جدید مقدار زیادی اهک و باز خود را از دست داده اند، بافت آنها تخریب شده، اسیده شده و سفت و غیر قابل نفوذ شده اند.
این خاکها از نظر اشباع کاتیونی بسیار متنوع است. باتلاقهای رودخانه ای کمتر از باتلاقهای دریایی در سدیم اشباع شده اند.
5- خاکهای مردابی ( خاکهای توربی ):
این خاکها از تورب ( ماده ای که در شرایط مرطوب تشکیل شده و حداقل 30 درصد ماده آلی دارد ) بوجود می آید. مردابها به دو دسته پست و مرتفع تقسیم می شوند. خاکهای مرداب پست که تحت تاثیر آب زیرزمینی تشکیل میشوند، از لحاظ بازها، ازت و مواد غذایی غنی بوده و واکنش آنها خنثی است. برعکس خاک مردابهای مرتفع از لحاظ باز و مواد غذایی فقیر است چرا که پوشش گیاهی توربهای مرتفع اغلب از بوته های کوتاه قد، علفهای فقیر از لحاظ مواد غذایی و کاجهای نامرغوب تشکیل شده است.




خاکهای شور و سدیمی آب و هوای خشک:

1- سولونچاک:
آمریکاییها به این خاک، خاک شور می گویند.این خاکها در چاله هایی که در آنجا سطح آب زیرزمینی بالا است، ظاهر میشود. بالا آمدن آب بر اثر خاصیت مویینگی باعث تجمع نمکهای مختلف در افقهای خاک مزبور می شود. بیشتر این نمکها را NaCl، Na2SO4، Na2CO3، CaSO4 و CaCO3 تشکیل می دهند.
این خاکها دارای واکنش قلیایی بوده و پوشش گیاهی آن کم است در نتیجه ماده آلی آن بسیار کم است.

2- سولونتز:
به این خاک، خاک قلیایی سفید نیز گفته می شود. مقدار نمک آن کم است و در قسمت تحتانی افق B به حداکثر خود می رسد. اشباع سدیمی در این افق از 15 درصد فراتر رفته و تا 90 درصد هم می رسد. بعلت واکنشهای قلیای در آن PH سولونتز تا 11 هم افزایش پیدا می کند. پوشش گیاهی آن از سولونچاک بیشتر است. در افق خاکستری روشن تا خاکستری قهوه ای سولونتز ماده آلی جمع شده است.

3- سولود:
با این خاکها، خاکهای رنگ پریده استپی یا خاکها دگراده ( Degrade ) سدیمی نیز می گویند. سولود از خاکهای شور و یا خاکهای قلیایی قدیمی، در نتیجه کم شدن آب زیرزمینی بوجود می آید. این خاک کمی اسیدی است و اشباع سدیمی افق B آن کمتر از 7 درصد است. پیدایش سولود بستگی کامل به اسیدی شدن خاک دارد.


فرسایش خاک
همانگونه شرح داده شد، پیدایش خاک با پدیده طبیعی هوازدگی آغاز می گردد و هنگامیکه خاک تازه پا به عرصه وجود می نهد، تحت تاثیر عوامل تخریب و تلاشی نیز قرار می گیرد. فرسایش که خود موجب پیدایش خاک بود، سبب از بین رفتن آن نیز می گردد. از آنجا که خاک به مراتب سست تر از سنگ است، عمل مزبور با شدت بیشتری اتفاق می افتد. لذا در واقع خاک شدیدا به حمایت یعنی پوشیدگی نیازمند است.
در حقیقت حتی در شیبهای تند وقتی خاک به قدر کافی پوشیده از گیاه باشد، تقریبا فرسایش وجود ندارد و می توان گفت که در زیر حمایت پوشش گیاهی ( معمولا جنگل )، خاک از خطر فرسایش بدور است.
تاثیر عوامل مختلف در فرسایش خاک:
الف) تاثیر عوامل طبیعی:
1- شکل زمین:
شیب زیاد: هر چه شیب زمین بیشتر باشد، خطر فرسایش خاک بوسیله آب بیشتر است.
بیابانها و جلگه های وسیع: باد می تواند در بیابانها و جلگه های پروسعت، بدون هیچ مانعی خاک را خشک و از نقطه ای به نقطه دیگر منتقل کند.

2- نوع سنگ و دانه بندی:
نوع سنگ: خاکهای حاصل از سنگهایی که از کانیهای مختلف تشکیل شده آن ( گرانیت، گنیس و ... ) کمتر فرسایش می یابد. در عوض خاکهای حاصل از سنگ آهک، گچ، لس و ... بوسیله باد و یا آب به آسانی فرسایش می یابد.
دانه بندی: هر چه دانه بندی خاک ریزتر باشد، خطر فرسایش آن بیشتر است. همچنین خاکهایی که از دانه بندی های مختلف تشکیل شده است ( مثلا از خاکدانه هایی به قطرهای مختلف مانند ریگ، ماسه ، شن و ... )دیرتر از خاکهایی که تماما از رس یا ماسه ریز تشکیل شده اند، فرایش می یابد.

3- تاثیر پوشش زنده:
اگر خاک دارای پوشش گیاهی باشد،کمتر مورد فرسایش قرار می گیرد. رستنیها هم در مناطق مرطوب هم در مناطق خشک، به حفظ و نگهداری خاک کمک می کند.پوشش گیاهی هم از برخورد مستقیم قطرات باران به جلوگیری می کند و هم از شدت باد می کاهد

4- هوموس:
خاکهایی که دارای هوموس نامرغوب هستند زودتر تحت فرسایش خاک قرار می گیرند. هوموس مرغوب باعث بهبود بافت خاک شده و از این رو در شرایط آب و هوایی یکسان، پدوزول که هوموسش نامرغوب است، نسبت به خاکهای قهوه ای و حتی خاکهای سیاه استپی زودتر فرسایش می یابد.

5- آب و هوا:
رگبارها، بارانهای شدید و ذوب ناگهانی برفها، باعث فرسایش خاک می شود. در مناطق کم آب سیلابهای حاصل از بارانهای حادثه ای، باعث فرسایش شدید خاک می شود.
در مناطق خشک، عامل باد نیز به تخریب و فرسایش خاک کمک می کند. در بعضی موارد این فرسایش چنان شدید است که باعث ایجاد چاله های نسبتا عمیقی در سطح زمین می شود.

ب) دخالت انسان:
استفاده بی رویه انسان از زمینهای زراعتی، مراتع و جنگها ممکن است خاک را در معرض فرسایش قرار دهد.شواهد زیادی وجود دارد که انسان با ندانم کاری خود باعث از بین رفتن پوشش گیاهی خاک و در نتیجه فرسایش شدید آن شده است. قطع بی رویه درختان جنگلی، چرای بیش از حد دام در مراتع، استفاده بی رویه از زمین های زراعتی، خاک را در معرض فرسایش قرار می دهد.
گروه بندی دمایی خاک:

1- پرجلیک ( Pergelic ): میانگین سالانه دمای خاک پایین تر از صفر درجه سانتیگراد است.
2- کراییک ( Cryic ): میانگین سالانه دمای خاک بین صفر تا 8 درجه سانتیگراد است و دمای تابستانه کمتر از 15 درجه سانتیگراد می باشد.
3- ایزو ( Iso ): بصورت پیشوند اشاره به خاکهایی دارد که اختلاف بین دمای ماه های زمستان و تابستان کمتر از 5 درجه سانتیگراد باشد.
4- فریجید و ایزوفریجید ( and Isofrigid Frigid ): دمای خاک بین صفر تا کمتر از 8 درجه سانتیگراد ( 32 تا 47 درجه فارنهایت ) است.
5- مزیک و ایزومزیک ( Mesic and Isomesic ): دمای خاک بین 8 تا کمتر از 15 درجه سانتیگراد ( 47 تا 59 درجه فارنهایت ) است.
6- ترمیک و ایزوترمیک ( Thermic and Isothermic ): دمای خاک بین 15 تا کمتر از 22 درجه سانتیگراد ( 59 تا 72 درجه فارنهایت ) است.
7- هایپرترمیک و ایزوهایپرترمیک ( Hyperthermic and Isohyperthermic ): دمای خاک بالاتر از 22 درجه سانتیگراد ( بالاتر از 72 درجه فارنهایت ) است.

گروه بندی رطوبتی خاک:

1- اکویک ( Aquic ): این خاکها حداقل برای مدت زمان کافی ( چند روز ) از آب اشباع شده اند. در این خاکها شرایط احیاء حکمفرماست و رنگدانه های کرومای کم نمایانگر این وضعیت می باشد.
2- آریدیک یا توریک ( Aridic or Torric ): این خاکها بیشتر از نصف زمانی که خاک یخ نزده است خشک می باشد و هیچگاه 90 روز متوالی زمانی که دمای خاک در عمق 50 سانتیمتری بیشتر از 8 درجه سانتیگراد مرطوب نمی باشد. این حد حرارتی رژیمهای دمایی اریدیک، پرجلیک، کراییک و ایزوفریجید را در بر میگیرد.
3- پریودیک ( Perudic ): در بیشترین سالها مقدار بارش نسبت به تبخیر و تعریق در هر ماه از سال فزونی دارد.
4- یودیک ( Udic ): در بیشترین سالها این خاکها جمعا به مدت 90 روز از سال در بخش کنترل رطوبتی خشک نمی باشد ولی زریک نیستند.
5- یوستیک ( Ustic ):در بیشترین سالها این خاک برای مدتی بیش از 90 روز پی در پی خشک است اما در بخشهایی بیش از نیمی از روزهایی که دمای خاک در عمق 50 سانتیمتری بیشتر از 5 درجه سانتگراد است، مرطوب می باشد.
6- زریک ( Xeric ): این خاکها در نواحی معتدل قرار دارند و دارای تابستانی خشک و زمستانی مرطوب می باشند.


رده بندی خاکها بر اساس سیستم آمریکایی:

قبل از اینکه به توضیح این بخش بپردازیم لازم است که یکسری افقهای شناسایی زیر سطحی خاک را که در این طبقه بندی از آن نام برده شده را توضیح دهیم.
1- افق اگریک: این افق مستقیما در زیر لایه شخم تشکیل می شود و در آن رس، سیلت و هوموس بصورت لایه ای تیره و کلفت جمع شده است.

2- افق آلبیک: این افق E با رنگ روشن است که ارزش رنگ ( Color Value ) آن در حالت خشک مساوی یا بیشتر از 5 در حالت مرطوب برابر یا بیشتر از 4 می باشد.

3- افق آرجیلیک: بطور کلی یک افق B است که مقدار رس آن در مقایسه با افق بالایی خود 2/1 برابر زیادتر می باشد که این افق توسط انباشتگی رس آبرفتی به وجود می آید.

4- افق کلسیک: در این لایه تجمع ثانویه کربناتها و عموما از نوع کلسیم و منیزیم وجود دارد و حداقل دارای 15 سانتیمتر ضخامت می باشد. میزان کربنات کلسیم آن بیشتر از 15 درصد و مقدار کربنات این افق حداقل 5 درصد بیشتر از لایه زیرین آن است.

5- افق کمبیک: یک افق زیر سطحی با بافتهای شنی خیلی ریز که در آن چند نشانه ضعیف از افق آرجیلیک یا اسپودیک به چشم می خورد.

6- افق ژیپسیک: این افق از سولفات کلسیم غنی است و مقدار آن باید حداقل 5 درصد زیادتر از مواد زیرین این افق است.

7- افق کاندیک: این افق از رسهایی با فعالیت کم تشکیل شده است بطوریکه CEC رس در 7=PH کمتر یا مساوی 100g/meg 16 است.

8- افق ناتریک: این افق خواص یک افق آرجیلیک را دارد ولیکن علاوه بر آن دارای ساختمان منشوری یا ستونی است و بیش از 15 درصد ظرفیت تبادل کاتیونی (CEC) در آن با Na+ اشباع شده است و یا اینکه در 2/8=PH مجموع Mg2+ و Na+ تبادل بیشتر از مجموع Ca2+ و اسیدیته تبادلی می باشد.

9- افق اکسیک: ضخامت این افق حداقل 30 سانتیمتر و بافت آن لوم شنی یا ریزتر است. مقدار CEC آن در 7=PH برابر با 100g/meg 16 است.

10- افق پتروکلسیک: این لایه یک افق کلسیک سخت شده است. درجه سختی آن بر اساس مقیاس مو (Moh)، 3 یا بیشتر بوده و حداقل 2/1 درصد آن در اسید حل شده و از بین می رود لیکن در آب شکسته و تجزیه نمی شود.

11- افق سومبریک: این افق دارای زهکشی خوب بوده اما زهکش آن در حد افق آلبیک نمی باشد. این افق در اثر انباشتگی هوموس آبرفتی تشکیل شده است.

12- افق اسپودیک: در این افق سزکویی اکسیدهای آزاد و مواد آلی آبرفتی جمع شده است.

13- افق پلینتایت: افقی است با هوموس کم و سزکویی اکسید زیاد که بر اثر تر شدن و خشک شدن مکرر به گونه ای برگشت ناپذیر به کفه های سخت محتوی آهن و یا خاکدانه ها تبدیل می گردد. در بخشهای قرمز سخت شده این لایه دارای رنگین دانه هایی از اجسام زرد، خاکستری یا سفید هستند.

14- افق فراجی پن: اینگونه لایه های زیر سطحی دارای وزن مخصوص ظاهری زیاد بوده، در حالت مرطوب ترد و شکننده و در حالت خشک بسیار سخت هستند.
الف- آلفی سولها ( Alfisols ): خاکهایی با عناصر بازی زیاد و افقهای آرجیلیک
آلفی سولها حدود 13 درصد از سطح زمین را در بر می گیرند. این خاکها به سبب حاصلخیزی طبیعی، موقعیتشان در مناطق مرطوب و نیمه مرطوب و واکنش آنها به مدیریت خوب به گونه ای گسترده برای کشاورزی استفاده می شوند. این خاکها در مناطق معتدل دیده می شوند ولی در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری نیز گسترده اند.
مشخصات آلفی سولها:
1- انباشگی کافی از رسها و تشکیل افقهای آرجیلیک و کاندیک در بخش زیرین خاک ( افق Bt ).
2- وضعیت بازی نسبتا زیاد با درجه اشباع بازی 35 درصد که با افزایش عمق افزایش می یابد.
3- گستردگی زیر پوشش گیاهی جنگلی پهن برگ
4- دارای افقهای O، A، Bt و E و احتمال حضور افقهای ناتریک، پتروکلسیک در اکوسیستم های مختلف.
5- رژیم رطوبتی مناسب و وجود آب قابل استفاده برای گیاهان مزوفیتیک در بیش از نیمی از سال و یا برای سه ماه پیوسته در فصل گرم.
6- انباشتگی کم مواد آلی خصوصا در مناطق زیر کشت.
طبقه بندی آلفی سولها:
آلفی سولها به 5 زبر رده تقسیم می شوند:
1- اکوالف ها ( Aqualfs ): به گونه ای فصلی از آب اشباع هستند و یا اگر به طور مصنوعی زهکشی شده اند، نشانه هایی از رطوبت قبلی مانند رنگین دانه، کرومای پایین و سخت دانه های آهن و منگنز با قطر 2 میلیمتر و بیشتر را نشان می دهند.
انواع اکوالف ها شامل:
a) پلینت اکوالف ها ( Plinthaqualfs ):در 5/1 متری از سطح این خاکها بیشتر از 50 درصد پلینتایت وجود دارد.
b) ناتراکوالف ها ( Natraqualfs ): دارای افقهای ناتریک می باشد.
c) دوراکوالف ها ( Duraqualfs ): دوری پن وجود دارد.
d) فراجی اکوالف ها ( Fragiaqualfs ): فراجی پن وجود دارد.
e) کاندی اکوالف ها ( Kandiaqualfs ): افق آرجیلیک یا افق کاندیک فوقانی دارای CFC کمتر یا مساوی 16 میلی اکی والان در صد گرم رس است.
f) گلاس اکوالف ها ( Glossaqualfs ): افق آلبیک به درون افق آرجیلیک زبانه زده و دوری پن وجود ندارد.
g) آلب اکوالف ها ( Albaqualfs ): تغییرات بافتی بسیار واضح از افق آلبیک تا افق آرجیلیک وجود دارد.
h) آمبراکوالف ها ( Umberaqualfs ): افق سطحی آمبریک وجود دارد.
i) اکراکوالف ها ( Ochraqualfs ): افق سطحی اکریک وجود دارد.

2- بورالف ها ( Boralfs ): به مرطوبی اکوالف ها نیستند و رژیم دمایی فریجیدر یا سردتر دارند و معمولا افق آلبیک به درون افق آرجیلیک یا ناتریک زبانه می زند.
انواع بورالف ها:
a)پیلی بورالف ها ( Paleboralfs ): مرز بالایی افق آرجیلیک عمیق تر از 60 سانتیمتر است و بافت خاک در برخی لایه های بالای افق آرجیلیک ریزتر از شنی ریز لومی ( Loamy fine sand ) می باشد.
b) فراجی بورالف ها ( Fragiboralfs ): فراجی پن وجود دارد.
c) ناتری بورالف ها ( Natriboralfs ): افق ناتریک وجود دارد.
d) کرایوبوالف ها ( Cryoboralfs ): رژیم دمایی خاک کراییک است.
e) اوتروبورالف ها ( Eutroboralfs ): در همه بخشهای افق آرجیلیک اشباع بازی بیشتر یا برابر 60 درصد بوده و در بخشهایی از هر سال برخی افقها خشک هستند.
f) گلاسوبورالف ها ( Glossoboralfs ): در قسمتهایی از افق آرجیلیک اشباع بازی از 60 درصد کمتر است ویا هرگز خشک نیستند.

3- یودالف ها ( Udalfs ): به اندازه اکوالف ها مرطوب نیستند و به اندازه بورالف ها سرد یا دارای زبانه نمی باشند.
انواع یودالف ها:
a) اگریودالف ها ( Agrudalfs ): دارای افق اگریک است.
b) ناتریودالف ها ( Natrudalfs ): دارای افق ناتریک است.
c) فریودالف ها ( Ferrudalfs ): دارای افق آلبیک نا پیوسته است و گره های اهن با قطر 5/2 تا 5 میلیمتر در افق آرجیلیک وجود دارد.
d) گلاس یودالف ها ( Glossudalfs ): دارای افق آلبیکی است که به درون افق آرجیلیک زبانه زده است.
e) فراگلاس یودالف ها ( Fraglossudalfs ): دارای فراجی پن است و مواد افق آلبیک به درون افق آرجیلیک زبانه زده است.
f) فراجی یودالف ها ( Fragiudalfs ): دارای فراجی پن است.
g) کاندی یودالف ها ( Kandiudalfs ): دارای افق آرجیلیک و یا افق کاندیک فوقانی که CEC کمتر یا مساوی 16 میلی اکی والان در صد گرم رس است و میزان رس به 20 درصد حداکثر میزان رس در 150 سانتیمتری از سطح کاهش پیدا نمی کند.
h) کان هاپل یودالف ها ( Kanhapludalfs ): بیشتر افقهای آرجیلیک و کاندیک دارای CEC کمتر یا مساوی 16 میلی اکی والان در صد گرم رس می باشند.
i) پیلی یوداف ها ( Paleudalfs ) خاک فعال عمیق تر از 5/1 متر است و توضیع رس به گونه ای است که تا عمق 5/1 متری از سطح خاک کمتر از 20 درصد مقدار ماکزیمم کاهش دارد.
j) ردیودالف ها ( Rhodudalfs ): افق آرجیلیک دارای هیوی قرمزتر از 5YR و ولیوی کمتر از 4 است.
k) هاپل یودالف ها ( Hapludalfs ): سایر یودالف ها.


4- یوستالف ها ( Ustalfs ): رژیم رطوبتی یوستیک دارند و مثل بورالف ها سرد نبوده و زبانه نیز ندارند و عموما در پایین خاک فعال انباشتگی کربنات دیده می شود.
انواع یوستالف ها:
a) دوریوستالف ها ( Durustalfs ): دوری پن زیر افق آرجیلیک یا ناتریک ولی در محدوده 1 متر از سطح خاک وجود دارد.
b) پلینت یوستالف ها ( Plinthustalfs ): در عمق 25/1 متری از سطح خاک پلینتایت وجود دارد.
c) ناتریوستالف ها ( Natrustalfs ): دارای افق ناتریک است.
d) کاندی یوستالف ها ( Kandiusdalfs ): دارای افق آرجیلیک یا افق کاندیک فوقانی با CEC کمتر یا مساوی 16 میلی اکی والان در صد گرم رس است و میزان رس به 20 درصد حداکثر میزان رس در 150 سانتیمتری از سطح کاهش پیدا نمی کند.
e) کان هاپل یوستالف ها ( Kanhaplustafs ): بیشتر افقهای آرجیلیک و کاندیک دارای CEC کمتر یا مساوی 16 میلی اکی والان در صد گرم رس می باشند.
f) پیلی یوستالف ها ( Paleustalfs ): در عمق 5/1 متری از سطح خاک افق پتروکلسیک وجود دارد و یا دارای افق آرجیلیک ضخیم می باشد.
g) ردیوستالف ها ( Rhodustalfs ): افق آرجیلیک قرمزتر از 5YR است.
h) هاپل یوستالف ها ( haplustalfs ): سایر یوستالف ها

5- زرالف ها ( Xeralfs ): رژیم رطوبتی زریک دارند و یا این که دارای افق سطحی توده ای و سخت و یا بسیار سخت با یک رژیم رطوبتی اریدیک هم مرز زریک می باشند.
انواع زرالف ها:
a) دوری زرالف ها ( Durixeralfs ): در عمق 1 متری از سطح خاک دوری پن وجود دارد.
b) پلینتوزرالف ها ( Plinthoxeralfs ): در عمق 25/1 متری از سطح خاک پلینتایت وجود دارد.
c) ناتری زرالف ها ( Natrixeralfs ): افق ناتریک وجود دارد.
d) فراجی زرالف ها ( Fragixeralfs ): فراجی پن وجود دارد.
e) ردوزرالف ها ( Rhodoxeralfs ): افقهای آرجیلیک قرمزتر از 5YR می باشند.
f) پیلی زرالف ها ( Palexeralfs ): خاک فعال ضخیمتر از 5/1 متر و یا لایه پتروکلسیک در عمق 5/1 متری از سطح خاک وجود دارد.
g) هاپل زرالف ها ( Haplxeralfs ): سایر زرالف ها




ب- اندیسولها ( Andisols )
اندیسولها خاکهایی هستند که از مواد خروجی آتشفشانی ( خاکستر، پومیس، سیندر و گدازه های بازالتی ) تشکیل شده اند و خصوصیات مشخصه آنها را دارا می باشند. افق A تیره رنگ بوده، کانیهای ثانویه مرحله اول ( آلوفان، ایموگولیت، فریهیدریت و ... ) وجود دارند. این خاکها پتانسیل زیادی برای جذب و تثبیت فسفر داشته و PH بیشتر از 6/10 هم در آنها دیده می شود. این خاکها در همه رژیمهای رطوبتی و احتمالا دمایی یافت می شوند.
اندیسولها به 7 زبر رده تقسیم می شوند:
1- اکواندها ( Aquands ):رژیم رطوبتی اکویک دارند یا به طور مصنوعی زهکشی شده اند و دارای اپی دون هیستیک، رنگین دانه با کرومای پایین، یا آهن دوظرفیتی در خاک زیرند که از آب اشباع شده اند.
انواع اکواندها:
a) کرای اکواندها ( Cryaquands ): رزیم دمایی خاک کراییک یا پرجلیک است.
b) دوری اکواندها ( Duraquands ): دوری پن وجود دارد.
c) پلاک اکواندها ( Placaquands ): حضور افق پلاکیک در فاصله 1 متری از سطح خاک
d) ویتراکواندها ( Vitraquands ): مواد درشتر از نظر اندازه قطعات.
e) ملان اکواندها ( Melanaquands ): حضور اپی دون سیاه با ضخامت 30 سانتیمتر یا بیشتر و دارای 8 درصد یا بیشتر ماده آلی.
f) هاپل اکواندها ( Haplaquands ): سایر اکواندها

2- کرایاندها ( Cryands ): اندیسولهایی با رژیمهای دمایی خاک کراییک یا پرجلیک هستند.
انواع کرایاندها:
a) جلی کرادیاندها ( Gelicryands ): میانگین دمای سالانه خاک کمتر از صفر درجه سانتیگراد است.
b) هیدروکرایاند ( Hydrocryands ): وزن آب در مکش 15 بار بیش از 100 درصد است.
c) ویتری کرایاند ( Vitricryands ): وجود مواد درشت تر
d) هاپلو کرایاندها ( Haplocryands ): سایر کرایاندها

3- توراندها ( Torrands ): دارای رژیم رطوبتی اریدیک است.

4- زراندها ( Xerands ): دارای رژیم رطوبتی زریک است.
انواع زراندها:
a) ویتری زراندها ( Vitrixerands ): دارای مواد درشت
b) هاپلوزراندها ( Haploxerands ): سایر زراندها

5- ویتراندها ( Vitrands )
انواع ویتراندها:
a) یوستی ویتراندها ( Ustivitrands ): رژیم رطوبتی خاک یوستیک
b) یودی ویتراندها ( Udiivitrands ): رژیم رطوبتی خاک یودیک

6- یوستاندها ( UStands )
انواع یوستاندها:
a) دوریوستاند (Durustands ): حضور دوری پن
b) هاپل یوستاند (Haplustands ): سایر یوستاندها

7- یوداندها ( Udands )
انواع یوداندها:
a) دوریوداندها ( Durudands ): حضور یک دوری پن
b) پلاک یواندها ( Placudands ): حضور یک افق پلاکیک در فاصله 1 متری از سطح خاک
c) هیدریوداندها ( Hyderudands ): حضور دست کم 35 سانتیمتر از موادی در 1 متر بالایی که آب نگهداری شده ان در مکش 15 بار نمونه های خشک نشده از 100 درصد بیشتر است.
d) ملان یوداندها ( Melanudands ): حضور اپی دون سیاه با ضخامت 30 سانتیمتر یا بیشتر و دارای 8 درصد یا بیشتر ماده آلی.
e) فولوی یوداندها ( Fulviudands ): حضور اپی دون سیاه با ضخامت 30 سانتیمتر یا بیشتر و دارای 8 درصد یا بیشتر ماده آلی اما نه به سیاهی ملان یوداندها.
f) هاپل یوداندها ( Hapludands ): سایر یوداندها




ج- آریدی سولها ( Aridisols ): خاکهای مناطق خشک
این خاکها در آب و هوای خشک تشکیل شده، حدود 35 درصد سطح زمین را در بر میگیرند، تجمعی از افقهای آهکی و گچی دیده می شود.افقهای A و Bt دارای نمک هستند.
آب و هوای خشک در مناطق بیابانهای قطبی، بیابانهای معتدل سرد و بیابانهای گرم وجود دارند.
در رژیمهای رطوبتی خشک معمولا افقهای خاک از بالا تا 100 سانتیمتری شامل: کربنات کلسیم، کامبیک، ژیپس، ناتریک، پتروکلسیک و پتروژیپس یا یک افق نمکی ویا افق آرجیلیکی. در این رژیم رطوبتی دما در 50 سانتی زیر خاک بیشتر از 5 درجه سانتیگراد می باشد. نسبت کم کربن به نیتروژن در این خاکها به علت فعالیتهای باکتریهای نیترات ساز یا جلبکهای سبز آبی تثبیت کننده ازت می باشد.
آریدی سولها بر اساس وجود آرجیلیک به دو زیر رده تقسیو می شوند:
1- ارتیدها ( Orthids ): افقهای بدون آرجیلیک
a) سال ارتیدها ( Salorthids ): دارای افق سالیک در یک متری سطح خاک می باشند.
b) پیل ارتیدها ( Paleorthids ): دارای افق پتروکلسیک در یک متری سطح خاک می باشد.
c) دورارتیدها ( Durorthids ): دارای افق چیپسیک یا پتروچیپسیک در یک متری سطح خاک می باشد.
d) چیپسی ارتیدها ( Grpsiorthids ): دارای افق چیپسیک یا پتروچیپسیک در یک متری سطح خاک می باشد.
e) کلسی ارتیدها ( Calciorthids ): دارای افقهای کلسیک یا چیپسیک در یک متری سطح خاک می باشد.
f) کامب ارتیدها ( Camborthids ): فقط دارای افق کامبیک می باشد.
2- آرجیدها ( Argids ):افقهای دارای آرجیلیک
a) دورآرجیدها ( Durargids ): دوری پن در یک متری سطح خاک وجود دارد و افق آرجیلیک یا ناتریک بالای دوری پن بدون ساختمان ستونی می باشد.
b) نادورآرجیدها (Nadurargids ): دوری پن در یک متری سطح خاک وجود دارد و افق آرجیلیک یا ناتریک بالای دوری پن دارای ساختمان ستونی می باشد.
c) ناترآرجیدها ( Natrargides ): دارای افقهای ناتریک با ساختمان ستونی در یک متری سطح خاک می باشد.
d) پیل آرجیدها ( Paleargids ): دارای افق پتروکلسیک در یک متری سطح می باشد یا اینکه دارای افق آرجیلیکی است که بیش از 35 درصد رس دارد.
e) هاپل آرجیدها ( Haplargids ): دارای افقهای آرجیلیکی می باشند که کمتر از 35 درصد رس دارد.





د- انتی سولها ( Entisols ): خاکهایی که به تازگی تشکیل شده اند
انتی سولها خاکهایی هستند که نشانه ای از تکامل افقهای پیدایشی در آنها دیده نمی شود و یا بسیار کم است. این خاکها به اندازه ای کم در معرض عاملهای خاکساز قرار گرفته اند که یا افقی را نشان نمی دهند و یا دارای اپی دونهای اکریک، آلبیک یا هیستیک هستند و یا افقهای ساده ای دارند که توسط فعالیت انسان بوجود آمده است.



انتی سولها به 5 زیر رده تقسیم می شوند:
1- آکونت ها ( Aquents ): همیشه یا بطور فصلی مرطوب می باشند ( اشباع شده ) و حتی اگر بصورت مصنوعی زهکشی شوند، رنگهای خاکستری متمایل به آبی ویا افقهایی با رنگین دانه زیادی نشان می دهند.
انواع اکونتها:
a) سولف اکونت ها ( Sulfaquents ):دارای مواد سولفیدی در 50 سانتیمتری سطح خاک
b) هیدرواکونت ها ( Hydroaquants ): بسیار نرم، ظرفیت کم نگهداریعناصر، عامل N بیش از 7/0
c) کرای اکونت ها ( Cryaquents ): رژیم دمایی کراییک نه پر جلیک برای خاک
d) فلواکونت ها ( Fluvaquents ): کاهش نا منظم مقدار کربن نسبت به عمق با بیش از 2/0 درصد مقدار کربن تا عمق 25/1 متری
e) تروپواکونت ها ( Tropoaquents ): رژیم دمایی ایزو در خاک
f) سام اکونت ها ( Psammaquents ): دارای بافت شنی و شنی لومی تا عمق 1 متر
g) هاپل اکونت ها ( Haplaquents ): سایر اکونت ها

2- آرنت ها ( Arents ): این خاکها بهتر از اکونت ها زهکشی شده اند و تکه هایی از افقهای شناسایی را در زیر افق AP نشان می دهند.
انواع آرنت ها:
a) یوست آرنت ها ( Ustarents ): رژیم رطوبتی خاک یوستیک است.
b) زرآرنت ها ( Xerarents ): رژیم رطوبتی خاک زریک است.
c) توری آرنت ها ( Torriarents ): رژیم رطوبتی خاک اریدیک است.
d) یود آرنت ها ( Udarents ): رژیم رطوبتی خاک یودیک است.

3- سامنت ها ( Psamments ): دارای بافتهای شنی ریزلومی ( Loamy fine sand ) و یا درشت تر می باشند و بهتر از اکونت ها زهکشی شده اند.
انواع سامنت ها:
a) کرایوسامنت ها ( Cryopsamments ): رژیم دمایی خاک کراییک یا پرجلیک است.
b) کوارتزی سامنت ها ( Quartzipsamments ): بیشتر از 95 درصد وزنی بخش شن را کوارتز، زیرکن، تورمالین، روتیل و دیگر کانیهای پایدار تشکیل می دهد.
c) توری سامنت ها ( Torripsamments ): رژیم رطوبتی خاک توریک است.
d) یوستی سامنت ها ( Ustipsamments ): رژیم رطوبتی خاک یوستیک است.
e) تروپوسامنت ها ( Tropopsamments ): رژیم رطوبتی خاک یودیک و رژیم دمایی خاک ایزو است.
f) زروسامنت ها ( Xeropsamments ): رژیم رطوبتی زریک
g) یودی سامنت ها ( Udipsamments ): رژیم رطوبتی خاک یودیک است.

4- فلوونت ها ( Fluvents ): خاکهای آبرفتی رسی و لومی با پروفیل بسیار ساده می باشند. نا منظم بودن میزان مواد آلی با عمق یکی از مشخصات آنهاست. حالت لایه ای در مواد آبرفتی و خاکهای به دست آمده از آن معمول می باشد.
انواع فلوونت ها:
a) کرایوفلوونت ها ( Cryofluvents ): رژیم دمایی خاک کراییک
b) زروفلوونت ها ( Xerofluvents ): رژیم دمایی خاک زریک
c) توری فلوونت ها ( Torrifluvents ): رژیم دمایی خاک توریک
d) یوستی فلوونت ها ( Ustifluvents ): رژیم دمایی خاک یوستیک
e) تروپوفلوونت ها ( Tropofluvents ): رژیم دمایی خاک ایزو
f) یودی فلوونت ها ( Udifluvents ): رژیم دمایی خاک یودیک

5- اورتنت ها ( Orthnets ): انتی سولهای رسی و لومی هستند و میزان مواد آلی با عمق به گونه ای منظم کاهش می یابد.
انواع اورتنت ها:
a) توری ارتنت ها ( Torriorthents ): رژیم رطوبتی خاک توریک یا هدایت الکتریکی عصاره اشباع بیشتر از 2 میلی موس بر سانتیمتر
b) یوست اورتنت ها ( Ustorthents ): رژیم رطوبتی خاک یوستیک
c) زراورتنت ها ( Xerothents ): رژیم رطوبتی خاک زریک
d) یوداورتنت ها ( Udorthents ): رژیم رطوبتی خاک یودیک
e) تروپ اورتنت ها ( Torporthents ): رژیم رطوبتی خاک یودیک و رژیم دمایی خاک ایزو.


ه- جلی سولها ( Gelisols ):
مفهوم اصلی جلی سولها، خاکهایی هستند که تا عمق 100 سانتیمتری، زمینها همیشه یخ زده بوده ویا اینکه دارای مواد جلی تا عمق 100 سانتیمتری سطح بوده و زمینهای آنها تا عمق 200 سانتیمتری همیشه یخ زده است.
مواد جلیک، کانیها یا مواد خاکی آلی هستند که دلیلی بر Cryoturbation و یا جدایش یخ در لایه های فعال ( لایه هایی که در آنها بطور فصلی یخ آب می شود ) و یا بخش بالایی زمینهای همیشه یخ زده هستند.



و- هیستوسولها ( Histosols ): خاکهای آلی
هیستوسولها خاکهایی هستند که از مواد آلی تشکیل شده و از 12 تا 18 درصد وزنی کربن آلی دارند. مواد آلی یاد شده از بافتهای گیاهی و جانوری و مواد به دست آمده از تجزیه آنها به وجود آمده است. عامل اصلی پایداری این گونه مواد به مدت طولانی تا عمق بیش از 40 سانتی متر، وجود وضعیت بی هوازی در حالت اشباع یا آب پیش از عملیات زهکشی است. بطور کلی هر جا که آب به اندازه کافی فراهم بوده و اساسا چه در مناطق معتدل و چه در مناطق درون قاره ای و یا ساحلی و حتی در صحاری و مناطق اتوایی و قطبی، هیستوسولها در طی دوران هولوسن تشکیل شده اند.
هیستوسولها به چهار زیر رده تقسیم می شوند:
1- فولیست ها ( Folists ): هیستوسولهایی که بیشتر از چند روز در سال با آب اشباع شده باشند، مشروط بر اینکه مرز سنگی یا شبه سنگی یا مواد خرد شده ای که شکافها و روزنه های آن با مواد آلی پرشده باشد، در 1 متری سطح خاک وجود داشته باشد.
انواع فولیست ها:
a) کرایوفولیست ها ( Cryofolists ): رژیم دمایی کراییک یا سردتر است.
b) تروپوفولیست ها ( Tropofolists ): رژیم دمایی ایزومزیک یا ایزوی گرمتر است.
c) بوروفولیست ها ( Borofolists ) رژیم دمایی فریجید است.

2- فیبریست ها ( Fibrists ): دارای مواد فیبری غالب در لایه زیر سطح اند.
انواع فیبریست ها:
a) اسفاگنوفیبریست ( Sphagnofibrists ): در 90 سانتیمتری بالایی 7% یا بیشتر خزه اسفاگنوم وجود دارد.
b) کرایوفیبریست ها ( Cryofibrists ): میانگین دمای سالانه کمتر از 8 است و 5 سانتیمتر بالایی یا قسمتی از بخش کنترل دو ماه بعد از آغاز تابستان یخ زده است.
c) بوروفیبریست ( Borofibrists ): سایر فیبریست ها که رژیم دمایی فریجید دارند.
d) تروپوفیبریست ها ( Tropofibrists ): رژیم دمایی ایزو دارد.
e) مدی فیبریست ها ( Medifibrists ): سایر فیبریست ها که کمتر از 2 سانتیمتر مواد هوم ایلوویک دارند.
f) لوی فیبریست ها ( Luvifibrists ): سایر فیبریست ها

3- همیست ها ( Hemists ):در لایه های زیر سطحی این خاکها مواد هومیک برتری دارد و در لایه های سطحی ساپریست ها مواد ساپریک غالب است.
a) سولفوهمیست ها ( Sulfohemists ): افق اسید سولفوریک در 50 سانتی متری سطح وجود دارد.
b) سولفی همیست ها ( Sulfihemists ): مواد سولفوری در 1 متری وجود دارد. مستعد برای تبدیل به خاکهای اسید سولفاتی هستند.
c) لوی همیست ها ( Luvihemists ): افقی با ضخامت 2 سانتیمتر یا بیشتر وجود دارد که دست کم 50 درصد یا بیشتر مواد هوم ایلوویک دارد.
d) کرایوهمیست ها ( Cryohemists ): بخش کنترل یا 5 سانتی متر بالایی دو ماه بعد از تابستان یخ زده است.
e) بوروهمیست ها ( Borohemists ): همیست های دیگر با رژیمهای دمایی خاک فریجید.
f) تروپوهمیست ها ( Tropohemists ): رژیم دمایی خاک ایزو
g) مدی همیست ها ( Medihemists ): سایر همیست ها

4- ساپریست ها ( Saprists ):
a) کرایوساپریست ها ( Cryosaprists ): بخش کنترل یا 5 سانتی متر بالایی دو ماه بعد از تابستان یخ زده است.
b) بوروساپریست ها ( Borosaprists ): سایر ساپریست های دیگر با رژیم دمایی فریجید.
c) مدی ساپریست ها ( Medisaprists ): ساپرست های دیگر با افق همو ایلوویک که ضخیمتر از 2 سانتیمتر نمی باشد.
d) تروپوساپریست ها ( Troposaprists ): دارای رژیم دمایی ایزو


ز- اینسپتی سولها ( Inceptisols ): خاکهای نارس با ویژگیهای شناسایی اندک
اینسپتی سولها خاکهایی هستند که سیمای توسعه یافته مشخص راسته های دیگر را ندارند، ولی دارای یکسری ویژگیهای برجسته می باشند که عبارتند از:
پایداری زیاد مواد مادری، فراوانی خاکسترهای آتشفشانی، موقعیت زمین نما ( زمینهای شیبدار یا نواحی گود )، جوان بودن سطوح زمین و محدود شدن کسترش تکامل خاک و حذف رژیم رطوبتی خاک اریدیک.


اینسپتی سولها بر اساس میزان رطوبت، کانی شناسی و دما به 6 زیر رده تقسیم می شوند:
1- اکوپت ها: در دوره هایی از سال از آب اشباع شده اند بجز موادی که به وسیله انسان زهکشی شده باشند.
انواع اکوپت ها ( Aquepts ):
a) سولف اکوپت ها ( Sulfaquepts ): بخش کنترل یا 5 سانتی متر بالایی دو ماه بعد از تابستان یخ زده است.
b) پلاک اکوپت ها ( Placaquepts ): افق پلاکیک در 1 متری سطح وجود دارد.
c) هال اکوپت ها ( Halaquepts ): بیش از 15 درصد CEC در بیشتر از نصف 50 سانتیمتر بالای خاک وجود ندارد.
d) فراجی اکوپت ها (fragiaquepts ): فراجی پن وجود دارد.
e) کرای اکوپت ها ( Cryaquepts ): رژیم دمایی خاک کراییک یا پر جلیک است.
f) پلینت اکوپت ها ( Plinthaquepts ): پلینتایت ذر 25/1 متری سطح خاک وجود دارد.
g) انداکوپت ها ( Andaquepts ): وزن مخصوص ظاهری کمتر از 58/0 گرم بر سانتیمت مکعب است.
h) تروپ اکوپت ها (Tropaquepts ): رژیمهای دمایی خاک ایزو می باشد.
i) هیوم اکوپت ها ( Humaquepts ): افق سطحی مالیک، آمبریک یا هیستیک وجود دارد.
j) هاپل اکوپت ها ( Haplaquepts ): سایر اکوپت ها با افق سطحی اکریک.

2- اندپت ها ( Andepts ):دارای وزن مخصوص ظاهری کمتر از 85/0 گرم بر سانتیمتر مکعبدر بخش ریز خاک در اپی پدون و / یا افق کمبیک می باشند، و مواد آمورف منبع غالب کمپلکس تبادلی است. خاکسترهای آتشفشانی شیشه ای، سیندرها، یا مواد شیشه ای دیگر که از فعالیتهای آتشفشانی به دست آمده 60 درصد یا بیشتر بخشهای شن، سیلت و ریگ را تشکیل می دهند.
انواع اندپت ها:
a) کرای اندپت ها ( Cryandepts ): میانگین دمای سالانه کمتر از 8سانتی گراد است.
b)دوراندپت ها ( Durandepts ):دوری پن در یک متری سطح وجود دارد.
c) هیدراندپت ها ( Hydrandepts ): رسها به گونه ای برگشت ناپذیر آب از دست می دهند.
d) پلاک اندپت ها (Placandepts ): افق پلاکیک در یک متری سطح و در بیش از 50 درصد پدونها وجود دارد.
e) ویتراند پت ها ( Vitrandepts ): در مکش 15 بار همه خاکها در فاصله 25 سانتی متری تا یک متری از سطح بطور میانگین کمتر از 20 درصد آب دارند.
f) یوتراندپت ها ( Eutrandepts ): اشباع بازی در PH 7 در تعدادی از افقها در فاصله 25 تا 75 سانتی متری سطح بیشتر از 50 درصد است.
g) دیستراندپت ها ( Dystrandepts ): سایر اندپت ها که اشباع بازی کم دارند.


3- پلاگپت ها ( PLaggepts ): دارای افقهای سطحی پلاگن با رنگ تیره یا قهوه ای تیره رنگ می باشند.




4- تروپپت ها (Tropepts ): ایسپتی سولهایی با رژیم دمایی ایزو می باشند.
انواع تروپپت ها:
a)هیومی تروپپت ها ( Humitropepts ): در فاصله 25 سانتیمتری تا یک متری از سطح در PH برابر 7 اشباع بازی از 50 درصد کمتر است. در یک متر مکعب بالای خاک کربن آلی بیشتر از 12 کیلوگرم می باشد.
b) سامبری تروپپت ها ( Sombritropepts ): دارای افق سامبریک است.
c) یوستروپپت ها ( Ustropepts ) : در فاصله 25 سانتیمتری تا یک متری اشباع بازی از 50 درصد بیشتر است و رژیم رطوبتی خاک یوستیک است.
d) یوتروپپت ها ( Eutropepts ): در فاصله 25 سانتیمتری تا یک متری اشباع بازی از 50 درصد بیشتر است.
e)دیستروپپت ها ( Dystropepts ): اشباع بازی کمتر از 50 درصد است.

5- اکرپت ها ( Ochrepts ): دارای افقهای سطحی اکریک می باشند و اگر رژیم دمایی خاک مزیک یا گرمتر باشد، آنها دارای افقهای سطحی نازک مالیک یا آمبریک می باشد.
انواع اکرپت ها:
a) دوراکرپت ها ( Durochropts ): در یک متری از سطح دارای دوری پن است.
b) کرای اکرپت ها ( Cryochrepts ): رژیم دمایی خاک کراییک یا پرجلیک است.
c) یوستراکرپت ها ( Ustochrepts ): رژیم رطوبتی خاک یوستیک است.
d) زراکرپت ها ( Xerochrepts ): رژیم رطوبتی خاک زریک است.
e) یوتراکرپت ها ( Eutrochrepts ): وجود کربنات در افق کامبیک یا اشباع بازی ( بوسیله استات آمونیوم ) در 75 سانتیمتری از سطح 60 درصد یا بیشتر است.
f) دیستراکرپت ها ( Dystrochrepts ): سایر اکرپت ها

6- آمبرپت ها ( Umberpts ):دارای افقهای سطحی آمبریک، مالیک یا آنتروپیک می باشند. افق سطحی مالیک به ندرت در آمبرپت دست نخورده وجود دارد اما بوسیله مدیریت معمول افزایش آهک به خاک به سادگی تشکیل می شود.
انواع آمبرپت ها:
a) فراجی آمبرپت ها ( Fragiumbrepts ): دارای فراجی پن است.
b) کرای آمبرپت ها ( Cryumbrepts ): رژیم دمایی خاک کراییک یا پرجلیک است.
c) زرآمبرپت ها ( Xerumbrepts ): رژیم رطوبتی خاک زریک است.
d) هاپل آمبرپت ها ( Haplumbrepts ) سایر آمبرپت ها.


ح- مالی سولها ( Mollisols ): خاکهای علفزارهای استپی و چمنزارها
تقریبا همه خاکهایی که در زیر پوشش علفزارها تشکیل شده اند، عمیق، تیره رنگ و دارای خاک رویی ( افق مالیک ) نسبتا حاصلخیز می باشند. خاکهای مالی سول واقع در اراضی پست جنگلهای پهن برگ که زهکش ضعیف دارند، تعدادی از خاکهای قهوه ای جنگلی که زهکش خوبی دارند ( یودال ها ) و چند خاک از رده های دیگر، موارد استثنایی بشمار می روند.


مالی سول ها به هفت زیر دسته تقسیم می شوند که عبارتند از:
1- آلبال ها (Albolls): آن دسته از مالی سول ها را در بر می گیرندکه دارای افق آلبیک هستند وسطح آب زیر زمینی در آن ها نوسان دارد. در بیشتر سال ها سطح آب زیر زمینی در طی زمستان یا در بهار به سطح زمین و یانزدیک آن می رسد. در بعضی مناطق در زیر افق آلبیک افق آرجیلیک یا ناتریک وجود دارد. این خاک ها بر روی پهنه های نسبتا مسطح برآمدگی ها و یا نزدیک مناطق گود تشکیل شده اند. آلبال ها به 2 گروه بزرگ به نام آرجی آلبال و ناترآلبال تقسیم می شوند.
a) ناترآلبال ها (Natrabolls): افق ناتریک وجود دارد.
b) آرجی آلبال ها (Argialbolls): افق آرجیلیک وجود دارد.

2- اکوال ها (Aquolls): مالی سول هایی با ویژگی های مربوط به خیسی هستند و به سبب دوره های طولانی اشباع با آب در حضور مقدار ماده آلی به عنوان منبع انرژی برای میکروب ها بوده و در آن مقدار زیادی آهن احیا می شود. در این گونه خاک ها پدیده سیاه شدن (Melanizetion) که ناشی از انباشتگی ماده آلی در شرایط خیسی شدید اتفاق می افتد. در خاک زیرین آنها و زیر یک اپی پدون سیاه رنگ های خاکستری و زیتونی متداول است.
a) کرای اکوال ها (Cryaquolls): دارای رژیم دمایی کراییک یا پرجلیک است.
b) دور اکوال ها (Duraquolls): در 1متری سطح خاک دوری پن وجود دارد.
c) ناترا اکوال ها (Natraquolls): افق ناتریک وجود دارد.
d) کلسی اکوال ها (Calciaquolls): در 40 سانتی متری از سطح افق کلسیک وجود دارد.
e) آرجی اکوال ها (Argiaquolls): افق آرجیلیک دارد.
f) هاپل اکوال ها (Haplaquolls): سایر اکوال ها

3- رندال ها (Rendolls): در نواحی مرطوب جنگلی دیده می شوند که از مواد آهکی در برگیرنده ته نشست های یخچالی سرشار از سنگ آهک، گچ و رسوبات صدفی تشکیل شده اند. تاکنون گروه بزرگی از آنها شناخته نشده است.

4- زرال ها (Xerolls): مالی سول هایی هستند که در اقلیم های مدیترانه ای تکامل یافته اند. بدین معنی که در تابستان ها دوره های خشکی دارند ولی در ماه های زمستان مرطوبند. زرال ها به 6 زیر راسته تقسیم می شوند که عبارتند از:
a) دوری زرال ها(Durixerolls): در یک متری سطح خاک دوری پن وجود دارد.
b) ناتری زرال ها (Natrixerolls): افق ناتریک در 5/1 متری طح خاک وجود دارد.
c) پیلی زرال ها (Palexerolls): در 5/1 متری از سطح خاک دارای افق پتروکلسیک می باشدیا افق آرجیلیکی وجود دارد که مقدار رس آن بیش از 20 درصد مقدار ماکزیمم آن در 5/1 متری سطح خاک کاهش ندارد.
d) کلسی زرال ها (Calcixerolls):در 5/1 متری سطح خاک افق کلسیک یا جیپسیک وجود دارد و پایین تر از 18 سانتی متری همه افق های آهکی هستند.
e) آرجی زرال ها (Argiixerolls): سایر زرال ها با افق آرجیلیک.
f) هاپل زرال ها (Haplxerolls): سایر زرال ها.

d) هاپل یودال ها (Hapludolls): سایر یودال ها.


5- بورال ها (Borolls): بورال ها خاک های بسیار سردی را در بر می گیرند که عموما زهکشی خوبی دارند. گستردگی آنها در شرق اروپا، آسیا و ایالات متحده آمریکا به چشم می خورد. تعدادی از انها که اصولادر نواحی کوهستانی قرار گرفته اند دارای پوشش جنگلی می باشند. پوشش گیاهی انها اغلب علوفه می باشد.
a) پیلی بورال ها (Paleborolls): مرز بالایی افق آرجیلیک عمیق تر از 60 سانتی متر است.
b) کرایو بورال ها (Cryoborolls): دارای رژیم دمایی کراییک یاپرجیلیک می باشد.
c) ناتری بورال ها (Natriborolls): افق ناتریک وجود دارد.
d) آرجی بورال ها (Argiborolls): افق آرجیلیک وجود دارد.
e) ورمی بورال ها (Vermiborolls): افق سطحی مالیک بیشتر از 50 سانتی متر ضخامت دارد و بیش از 25 درصد افق های زیرین از کانال های پر شده حیوانات و مجاری کرمها تشکیل شده است.
f) کلسی بورال ها (Calciborolls): در1 متری سطح خاک افق کلسیک یا جیپسیک وجود دارد.
g) هاپل بورال ها (Haplborolls): سایر بورال ها

6- یوستال ها (Ustolls): خاک های مالی سول با زهکشی خوب نواحی نیمه خشک تا نیمه مرطوب می باشند. خشک سالی در تابستان معمولی و نامنظم است. باران های نامنظم در طول فصل رشد می بارد.
a) دوریوستال ها (Durustolls): در 1 متری سطح خاک دوری پن وجود دارد.
b) ناتریوستال ها (Natrustolls): افق ناتریک وجود دارد.
c) پیلی یوستال ها (Paleustolls): در 5/1 متری سطح خاک افق پتروکلسیک وجود دارد و یا اینکه افق آرجیلیکی وجود دارد که میزان رس در 5/1 متری از سطح خاک 20 درصد کاهش نمی یابد.
d) کلسی یوستال ها (Calciustolls): در 1 متری سطح خاک افق کلسیک وجود دارد ویا اینکه در 5/1 متری سطح خاک افق پترو کلسیک وجود دارد.
e) آرجی یوستال ها (Argiustolls): افق آرجیلیک آن از افق آرجیلیک پیلی یوستال نازکتر است.
f) ورم یوستال ها (Vermustolls): بیشتر از 50 درصد افق سطحی مالیک وبیشتر از 25 درصد افق های زیرین از کانال های پر شده حیوانات و مجاری کرم ها تشکیل شده است.
(gهاپل یوستال ها (Haplustolls): سایر یوستال ها.

7- یودال ها (Udolls): خاک هایی با رژیم رطوبتی یودیک هستند که در نواحی با اقلیم های معتدل و گرم دیده می شوند. این خاک ها بر روی رسوبات یخچالی یا دیگر نهشته های اواخر پلیستوسن یا هولوسن زیر پوشش علفزارهای بلند تشکیل شده اند.
a) پیلی یودال ها (Paleudolls): افق آرجیلیکی وجود دارد که در 5/1 متری سطح خاک میزان رس به اندازه 20 درصد کاهش نداشته است.
b) آرجی یودال ها (Argiudolls): افق آرجیلیک نازکتر از پیلی یودال هاست.
c) ورم یودال ها (Vermudolls): بیشتر از 50 درصد افق سطحی مالیک و بیشتر از 25 درصد افق های زیرین آن از کانال های پر شده حیوانات و مجاری کرم ها تشکیل شده است.




ت- اکسی سولها ( Oxisols ): خاکهای سرشار از سزکویی اکسید با هوازدگی زیاد مناطق گرمسیری
اکسی سولها خاکهای معدنی هستند که در 5/1 متری سطح معدنی دارای افق اکسیک می باشند و افق کاندیک بر روی افق اکسیک وجود ندارد مگر اینکه میزان رس در 18 سانتی متری سطح از 40 درصد تجاوز کند.افق کلسیک و کاندیک باید کمتر از 10 درصد کانیهای قابل هوادیدگی داشته باشند. این خاکها دارای حاصلخیزی کم بوده رسهای آهندار وآلومینیوم دار در آنها فراوان هستند و تا حدودی ترکیب اسیدی دارند.



اکسی سولها به 5 زیر رده تقسیم میشوند:
1- اکواکس ( Aquox ):
a) اکراکواکس ( Acraquox ): ECEC (( ظرفیت تبادل کاتیونی موثر ( بازها + آلومینیوم )) کمتر از 5/1 میلی اکی والان در 100 گرم رس تا عمق حدود 2 متری
b) پلینت اکواکس ( Plinthaquox ): پلینتایت ممتد تا 25/1 متری
c) اوتراکواکس ( Eutraquox ): دارای بیش از 35% بازهای اشباع شده ( استات آمونیوم ) است.
d) هاپل اکواکس ( Haplaquox ): سایر اکواکس ها

2- تراکس ( Torrox ):
a) اکرتراکس ( Acrotorrox ): ECEC تا عمق 2 متری، کمتر از 5/1 میلی اکی والان در 100 گرم رس است.
b) اوتروتراکس ( Eutrotorrox ): تا 25/2 متری دارای بیش از 35% بازهای اشباع شده ( استات آمونیوم ) است.
c) هاپلوتراکس ( Haplotorrox ): سایر توراکس ها

3- یوستاکس ( Ustox ):
a) سومبری یوستاکس ( Somberiustox ): تا 5/1 متری، افق سومبریک وجود دارد.
b) اکریوستاکس ( Acrustox ): تا 2 متری ECEC کمتر از 5/1 میلی اکی والان در 100 گرم رس وجود دارد.
c) اوتریوستاکس ( Eutrustox ): تا 25/1 متری دارای بیش از 35% بازهای اشباع شده ( استات آمونیوم ) است.
d) کاندی یوستاکس ( Kandiustox ): در 18 سانتیمتری سطحی بیشتر از 40 درصد رس دارد و در یک ضخامت 15 سانتیمتری بین 18 سانتیمتر و 5/1 متری میزان رس 8 درصد افزایش می یابد.
e) هاپل یوستاکس ( Haplustox ): سایر یوستاکس ها

4- پراکس ( Perox ):
a) سومبری پراکس ( Somberiperox ): تا 5/1 متری، افق سومبریک وجود دارد.
b) اکروپراکس ( Acroperox ): تا 2 متری ECEC کمتر از 5/1 میلی اکی والان در 100 گرم رس وجود دارد.
c) اتروپراکس ( Eutroperox ):تا 25/1 متری دارای بیش از 35% بازهای اشباع شده ( استات آمونیوم ) است.
d) کاندی پراکس ( Kandiperox ): در 18 سانتیمتری سطحی بیشتر از 40 درصد رس دارد و در یک ضخامت 15 سانتیمتری بین 18 سانتیمتر و 5/1 متری میزان رس 8 درصد افزایش می یابد.
e) هاپل پراکس ( Haploperox ): سایر پراکس ها

5- یوداکس ( Udox ):
a) سومبری یوداکس ( Somberiudox ): تا 5/1 متری، افق سومبریک وجود دارد.
b) اکریوداکس ( Acrudox ): تا 2 متری ECEC کمتر از 5/1 میلی اکی والان در 100 گرم رس وجود دارد.
c) اتریوداکس ( Eutrudox ): تا 25/1 متری دارای بیش از 35% بازهای اشباع شده ( استات آمونیوم ) است.
d) کاندی یوداکس ( Kandiudox ): در 18 سانتیمتری سطحی بیشتر از 40 درصد رس دارد و در یک ضخامت 15 سانتیمتری بین 18 سانتیمتر و 5/1 متری میزان رس 8 درصد افزایش می یابد.
e) هاپل یوداکس ( Hapludox ): سایر یوداکس ها


ی- اسپودوسولها ( Spodosols ): خاکهایی با انباشتگی سزکویی اکسید و هوموس در بخش زیرین خاک
اسپودوسولها بسیاری از خاکها را که پادزول نامیده می شوند دربر می گیرند. پادزول اصطلاحی روسی است که پاد به معنی زیر و زول به معنی خاکستر یا به معنی زیرین خاکستری که به افق E با رنگ روشن اشاره می کند. این خاکها از چشمگیرترین و فتوژنی ترین خاکها به شمار می رود. به میزان زیادی خاصیت اسیدی داشته، افق E به خوبی عمل لیچینگ در آن اتفاق افتاده و اکسیدهای آهن و آلومینیوم همراه با مواد آلی در افق B تجمع پیدا کرده اند.



اسپودوسولها به 4 دسته تقسیم می شوند:
1- اکوادها (Aquods): اسپودوسول هایی هستند که عموما از آب اشباع شده اند. اگر مصنوعی زهکشی شده باشند نشانه هایی از افق پیشین را به صورت(a) یک افق هیستیک (b) وجود رنگین دانه در افق آلبیک نشان می دهند. اکوادها واقع در آب و هوای مرطوب و رژیم دمایی خاک گرم تا داغ احتمالا از گسترده ترین اسپودوسول ها می باشند.
a) فراجی اکوادها: در زیر افق اسپودیک یک فراجی پن دارند اما دارای افق پلاکیک نمی باشند.
b) کرای اکوادها (Cryaquods): دارای رژیم دمایی کراییک می باشند.
c) دور اکوادها (Duraquods): افق آلبیک بسیار محکم وسخت شده به گونه ای که خاک دانه های خشک در آب متلاشی نمی شوند.
d) پلاک اکوادها (placaquods): دارای افق پلاتیک هستند که بر روی افق اسپودیک و فراجی پن قرار دارند.
e) تروپ اکوادها (Tropaquods): سایر اکوادها که دارای رژیم دمایی ایزو می باشد.
f) هاپل اکوادها (Hoplaquods): دارای افق اسپودیکی هستند که در بیشتر از 50 درصد افق نسبت Fe/C کمتر از 2/0 است.
g) سیدراکوادها (Sideraquads): سایر اکوادها.

2- فرادها (Ferrods): اسپودسول هایی هستند که به اندازه اکوادها مرطوب نمی باشند و در افق اسپودیک نسبت آهن آزاد(عنصری) به کربن بیش از 6 برابر می باشد.
تاکنون گروه بزرگی از آنها شناخته نشده است.

3- هیومادها (Humods): اسپودوسول هایی هستند که به اندازه اکوادها مرطوب نمی باشند و افق اسپودیک آنها دارای مقادیر زیادی موادآلی پراکنده و آلومینیم است، اما آهن آزاد کمی دارند (در ذرات کوچکتر از 2 میلی متر آهن آزاد کمتر از 5/0 درصد می باشد).
a) پلاک هیومادها (Placohumods): در افق اسپودیک دارای یک افق پلاکیک می باشند.
b) تروپ هیومادها (Tropohumods): دارای رژیم دمایی ایزو هستند.
c) فراجی هیومادها (Fragihumods): در زیر افق اسپودیک فراجی پن دارند.
d) کرای هیومادها (Cryohumods): دارای رژیم دمایی کراییک می باشند.
e) هاپل هیومادها (Haplhumods): سایر هیومادها.

4- اورتادها (Orthods): اسپودوسول هایی هستند که به اندازه اکوادها مرطوب نمی باشند و در افق اسپودیک آنها آهن آزاد 6 برابر کربن نیست و معمولا خیلی کمتر از این مقدار است.
a) پلاک اورتادها (Placorthods): در داخل یا بالای افق اسپودیک دارای افق پلاکیک هستند.
b) فراجی اورتادها (Fragiorthods): زیر افق اسپودیک فراجی پن دارند.
c) کرای اورتادها (Cryorthods): دارای رژیم دمایی کراییک یا پرجیلیک هستند.
d) تروپ اورتادها (Troporthods): دارای رژیم دمایی ایزومتریک یا رژیم گرمتر ایزو هستند.
e) هاپل اورتادها (Haplorthods): سایر اورتادها.


ک- آلتی سول ها ( Ultisols ): خاک های جنگلی با وضعیت بازی کم
آلتی سول ها در نواحی مرطوب روی سنگ مادری تشکیل شده اند که یخبندان های قاره ای روی آن بی اثر بوده است. آلتی سول ها در جنوب یخ رفت ها وجود دارند در حالی که در سمت شمال روی یخ رفت ها، خاک ها اشباع بازی بیشتری داشته و در راسته آلفی سول قرار گرفته اند. این خاکها به میزان زیادی اسیدی هستند.
آلتی سول ها فقط در مناطق معتدل وجود ندارند. در مناطق گرمسیری، آلتی سول ها اغلب بر روی سطوح جوانتر قرار دارند.



1- اکوالت ها (Aquults): خاک هایی که در بخش هایی از سال از آب اشباع شده و یا این که به طور مصنوعی زهکشی شده اند. از آن جا که مشاهده خاک در تمام سال برای طبقه بندی ممکن نیست، لذا شکل های مورفولوژی معین دیگری که با رطوبت همراه است به صورت معیاری برای تعریف اکوالت ها به کار برده می شود. معیارهای مورد استفاده عبارتند از: وجود لکه های رنگین با کرومای پایین، سخت دانه های آهن- منگنز با قطر بیش از 2 میلی متر ویا رنگ خاک با کرومای 2 میلی متر یا کمتر.
a) پلینت اکوالت ها (Plinthaquults): پلینتایت بر روی نیمی از افق در عمق 5/1 متری سطح تشکیل می شود.
b) فراجی اکوالت ها (Fragiaquults): فراجی پن وجود دارد.
c) آلب اکوالت ها (Albaquults): یک تغییر بافتی بسیار مشخص بین افق اکریک یا آلبیک و افق آرجیلیک با هدایت هیدرولیکی کم وجود دارد.
d) کاندی اکوالت ها (Kandiaquults): افق آرجیلیک یا کاندیک فوقانی دارایCEC کمتر یا مساوی 16 میلی اکی والان در صد گرم است. مقدار رس تا 150 سانتی متری سطح بیشتر از 20 درصد کاهش پید نمی کند.
e) کان هاپل اکوالت ها (Kanhaplaquults): CEC افق فوقانی آرجیلیک یا کاندیک کمتر یا مساوی 16 میلی اکی والان در صد گرم رس است.
f) پیلی اکوالت ها (Paleaquults): توزیع رس به گونه ای است که مقدار آن در 5/1 متری سح خاک بیشتر از 20 درصد کاهش نمی یابد.
g) اکراکوالت ها (Ochraquults): دارای افق سطحی اکریک است.
h) آمبراکوالت ها (Umbraquults): دارای افق سطحی آمبریک یا اپی پدون مالیک است.

2- هیومالت ها (Humults): آلتی سول هایی هستند که مواد آلی زیادی دارند اما ویژگی های دیگر مربوط به رطوبت را ندارند. با تعریفی که از آنها شده است این خاک ها در 15 سانتی متری بالای افق آرجیلیک بیشتر از 5/1 درصد ماده آلی دارند و یا این که در هر متر مکعب خاک، 1 متر بالایی پدون بجز افقO بیش ار 12 کیلوگرم ماده آلی وجود دارد.
a) سومبری هیومالت ها (Sombrihumults): در 1 متری سطح خاک افق سومبریک وجود دارد.
b) پلینتوهیومالت ها (Plintohumults): در50 درصد افق ها تا 5/1 متری سطح خاک پلینتایت پیوسته وجود دارد.
c) کاندی هیومالت ها (Kandihumults): افق آرجیلیک یا کاندیک فوقانی دارایCEC کمتریا مساوی 16 میلی اکی والان در صد گرم رس است و میزان رس تا 150 سانتی متری سطح بیشتر از 20 درصد کاهش پیدا نمی کند.
d) کان هاپل هیومالت ها (Kanhaplhumults): افق آرجیلیک یا کاندیک فوقانی دارای CEC کمتر یا مساوی 16 میلی اکی والان در 100 گرم رس می باشد.
e) پیلی هیومالت ها (Palehumults): میزان رس تا عمق 5/1 متری کمتر از 20 درصد کاهش می یابد.
f) هاپل هیومالت ها (Haplhumults): سایر هیومالت ها.


3- یودالت ها (Ustult): آلتی سول های مناطق مرطوب می باشند که دوره های خشکی کوتاه مدت و مقدار موادآلی کمی دارند اما سطح ایستابی در بیشتر بخش های سال در زیر خاک فعال باقی می ماند و رنگ های خاکستری لکه ای، مشابه آنچه که در اکوالت ها است مستقیما در زیر افق A ظاهر نمی شود.
a) پلینت یودالت ها (Plinthudults):در 5/1 متری سطح خاک لایه پلینتایت وجود دارد.
b) فراجی یودالت ها (Fragiudults): در افق آرجیلیک و یا زیرآن فراجی پن وجود دارد.
c) کاندی یودالت ها (kandiudults): افق آرجیلیک یا کاندیک فوقانی دارای CEC کمتر یا مساوی 16 میلی اکی والان در صد گرم رس است و میزان رس تا 150 سانتی متری از سطح بیشتر از 20 درصد کاهش پیدا نمی کند.
d) کان هاپل یودالت ها (kanhapludults): افق آرجیلیک یا کاندیک فوقانی دارای CEC کمتر یا مساوی 16 میلی اکی والان در صد گرم رس است.
e) پیلی یودالت ها (Paleudults): میزان رس تا 5/1 متری از سطح کمتر از 20 درصد کاهش پیدا می یابد.
f) رد یودالت ها (Rhodudults): ولیوی رنگ مرطوب افق سطحی کمتر از 4 است و ولیوی رنگ خشک افق آرجیلیک کمتر از 5 می باشد.
g) هاپل یودالت ها (Hapludults): سایر یودالت ها.


4- یوستالت ها (Ustult): آلتی سول هایی هستند که دارای رژیم های رطوبتی یوستیک می باشند. گرچه رطوبت عامل محدود کننده است به طور فصلی به اندازه کافی برای دست کم یک محصول در سال فراهم است.
a) پلینت یوستالت ها (Plinthustults):در 5/1 متری سطح خاک لایه پلینتایت وجود دارد.
b) کاندی یوستالت ها (Kandiustults): افق آرجیلیک یا کاندیک فوقانی دارای CEC کمتر یا مساوی 16 میلی اکی والان در صد گرم رس است و میزان رس تا 150 سانتی متری از سطح بیشتر از 20 درصد کاهش پیدا نمی کند.
c) کان هاپل یوستالت ها (Kanhaplustults): افق آرجیلیک یا کاندیک فوقانی دارای CEC کمتر یا مساوی 16 میلی اکی والان در صد گرم است.
d) پیلی یوستالت ها (Palelustults): در 5/1 متری سطح خاک توزیع رس به گونه ای است که کمتر از 20 درصد کاهش می یابد
e) ردیوستالت ها (Rhodustults): ولیوی رنگ مرطوب افق سطحی کمتر از 4 است و ولیوی رنگ خشک افق آرجیلیک کمتر از 5 می باشد.
f) هاپل ستالت ها (Haplustults): سایر یوستالت ها.

5- زرالت ها (Xerults)
a) پیلی زرالت ها (Palexerults): در 5/1 متری سطح خاک میزان رس کمتر از 20 درصد کاهش می یابد.
b) هاپل زرالت ها (Haplxerults): سایر زرالت ها.


ل- ورتی سولها ( Vertisols ): خاکهای رسی تیره با ویژگی چروکیدگی و تورم
این خاکهای رسی تیره در تمامی قاره ها بجز قطب جنوب پخش شده اند ولی گسترش اصلی انها در عرض جغرافیایی 45 درجه شمالی و 45 درجه جنوبی است. متداولترین سیمای منحصر به فرد ورتی سولها، خشکی فصلی پروفیل خاک است. از دیگر ویژگیهای این خاکها واکنش بازی سنگ مادر آنها است. مواد تسکیل دهنده سنگ مادر ورتی سولها سنگ آهک رسوبی، سنگهای آذرین بازیک، خاکستر و آبرفتهای حاصل از آنها می باشد. مقدار PH این خاکها 2/7 تا 5/8، مقدار کربنات بین 5/0 تا 8 درصد و با گسترش کم در تپه ها و فقدان در مناطق کوهستانی می باشند.


ورتی سولها به 5 دسته تقسیم می شوند که این زیر رده ها عمدتا بر اساس طول دوره ای که شکافها تا سطح زمین باز می مانند، طبقه بندی شده اند:
1- زررت ها ( Xererts ): ورتی سولهایی هستند که در آن شکافها یکبار در سال باز و بسته شده و به مدت 60 روز متوالی و یا بیشتر در طول سه ماه تابستان باز می مانند. زررت ها نمی توانند رژیمهای دمایی ایزو را دارا باشند.
انواع زررت ها:
a) کروموزررت ها ( Chromoxererts ): در برخی افقها در 30 سانتی متری عمق خاک کرومای رنگ مرطوب، 5/1 یا بیشتر است.
b) پلوزررت ها ( Ploxererts ): سایر زررت ها

2- توررت ها ( Torrerts ): ورتی سولهایی هستند که معمولا تمام بخشهای خاک فعال خشک می باشد و شکاف بیشتر از 305 روز در بیشتر سالها تا سطح خاک باز هستند بجز در مواردی که آبیاری شده است.

3- یودرت ها ( Uderts ): ورتی سولهای مرطوبی هستند که شکافهای آنها در بعضی مواقع در طول سال بازند لیکن هیچ گاه به مدت 90 روز در هر سال باز نمی مانند.
انواع یودرت ها:
a) کرومویودرت ها ( Chromouderts ): در برخی افقها در عمق 30 سانتی متری از سطح کرومای رنگ مرطوب، 5/1 یا بیشتر است.
b) پل یودرت ها ( Peluderts ): سایر یودرت ها

4- یوسترت ها ( Usterts ):ورتی سولهایی هستند که در آن شکافها بیشتر از یکبار در سال باز و بسته می شوند اما برای مجموع 90 روز یا بیشتر در یک سال باز هستند لیکن در بیشتر سالها بیش از 305 روز باز نیستند.
5- اکورت ها ( Aquerts ): این خاکها ورتی سولهایی با رژیم رطوبتی اکویک بوده و یا بطور مصنوعی زهکشی شده اند. در 50 سانتیمتری بالایی، به شرطی که رنگین دانه وجود داشته باشد، رنگهای مرطوب روی سطوح خاکدانه کرومای 2 و یا کمتر دارد و چنانچه خاکدانه وجود نداشته باشد، این کروما در زمینه وجود دارد. در صورتی که رنگین دانه وجود ندارد، این خاکها کرومای 1 یا کمتر دارند.
انواع اکورت ها:
a) دیستراکورت ها ( Dystraquerts ): اکورت هایی با وضعیت بازی پایین و یا در 50 سانتیمتری سطح خاک فعال، بسیار اسیدی هستند.
b) اوتراکورت ها ( Eutraquerts ): اکورت هایی با وضعیت بازی بالا و در 50 سانتیمتری بالایی خاک از آب اشباع است. این خاکها بر روی شیب قرار دارند.
c) پلان اکورت ها ( Planaquerts ): این خاکها بر روی سطوح مسطح و صاف قرار گرفته که آب بر روی آنها قرار دارد و خاکها وضعیت بازی بالایی دارند.

نظرات 2 + ارسال نظر
رامین مردانی 1389/08/07 ساعت 00:54

سلام.مطالبتون در مورد رده بندی امریکایی خیلی قدیمیه.الان ۲ تا ویرایش شده soil taxonomi شما حدودا رده بندی 5 سال پیش رو تو سایتتون قرار دادین.خواهش میکنم تجدید نظر بفرمایین در مطالبتون.
در ضمن آخرین ویرایش soil taxonomi سال 2010 هستش.

رها 1389/08/09 ساعت 11:11 http://tmu-g87.blogfa.com

سلام این مطلبی که از کتاب دکتر کردوانی نوشتید خیلی عالی بود مجبور بودم برای ارائه تحقیق آن را تایپ کنم که کار من رو راحت کردید
خدا خیر و برکت بهتان بدهد
ممنون از مطلب کامل و جامعتان که من را 3 ساعت در زندگی جلو انداختید . با تشکر رها
راستی خوشحال می شوم که به وب ما هم سر ی بزنید

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد