GIS & RS Sanandaj

نویسنده وبلاگ آرمین فاتحی

GIS & RS Sanandaj

نویسنده وبلاگ آرمین فاتحی

جغرافیای خاک ها قسمت 2

   خاکهای هیدرومورفی:
   اگر سطح آبهای زیر زمینی بالا باشد یا اینکه بر اثر طغیان رودخانه،دریا و غیره سطح زمین را بپوشاند یا در طبقات غیر قابل نفوذ بصورت مسدود شده باقی بماند، خاکهایی تشکیل می شوند که که تکاملشان به میزان قابل توجهیبستگی به تاثیر آب زیر زمینی و آب ذخیره فصلی دارد. عوامل اصلی موثر در تشکیل خاکهای هیدرومورفی، آب، ناهمواری و آب و هوا هستند.
  
   انواع خاکهای هیدرومورفی:
   1- گلای:
   گلای نام یک تیپ خاک و کلمه ای است روسی که بیشتر معنی توده رسی چسبنده را میدهد. آب زیرزمینی در تشکیل آن نقش بسزایی دارد. گلای دارای افقها Ah و G0 است.
   افق Ah، هوموسی است و تحت تاثیر آب قرار ندارد و در زیر آن افقG0 ( افق اکسایشی ) دیده می شود. این افق با بالا رفتن سطح آب زیرزمینی گاهی خیس و گاهی خشک است و بنابراین رطوبت خاک دایم در حال تغییر است. در مواقعی که این افق خشک است، پدیده اکسایش اتفاق افتاده و در نتیجه آن لکه های زرد مایل به قرمز، که شبیه زنگ آهن است، تشکیل می شود.در فصل مرطوب پدیده احیاء اتفاق می افتد که در نتیجه آن لکه های خاکستری کم رنگ تا کبود در افق G0 بوجود می آید.
   زیر این افق، افق Gr دیده می شود که همیشه تحت تاثیر آبهای زیر زمینی قرار دارد و رنگ آن خاکستری کم رنگ تا کبود است.
   گلای را می توان بیشتر در مناطق علفزار، کنار رودخانه های کوچک و جویها یافت.
    2- پسیدوگلای:
   پسیدوگلای تحت تاثیر آب ذخیره فصلی بوجود می آید. آبهای فصلی زمانی در خاک ذخیره می شود که خاک دارای مقدار زیادی رس و لای بوده و یک طبقه یا یک افق غیر قابل نفوذ در خاک تشکیل شده باشد. از دیگر شراط تشکیل آن وجود آب و هوای سرد پرباران است. در فصول مرطوب که هوا نمی تواند وارد خاک شود، درنتیجه رنگ خاک در اثر پدیده احیاء آبی کمرنگ و یا سبز کمرنگ می گردد. در فصول خشک و موقع رویش گیاه، افقهای سطحی خشکتر شده و در نتیجه پدیده اکسایش رنگ خاک به رنگ خاکستری سرخ در می آید. پسیدوگلای از افقهای Ah، g1 و g2 تشکیل شده است.
   افق Ah هوموسی است و زیر آن افق g1 قرار دارد که نسبت به افق زیرین خود یعنی g2 زودتر خشک شده و پدیده اکسایش در آن صورت می گیرد. رنگ افق g1 خاکستری روشن تا تیره همراه با لکه های زیادی به رنگ قرمز مایل به قهوه ای می باشد. رنگ افق g2 مایل به خاکستری سرخ تا قهوه ای مایل به زنگ آهن است که لکه های خاکستری روشن در آن دیده می شود و نمایی مثل سنگ مرمر را دارد که به همین خاطر به آن خاک مرمری هم گفته می شود.
   خواص پسیدوگلای: PH آن اغلب کم است ولی اگر از سنگ مادر آهکی بوجود آیند، PH آنها به بیشتر از 7 نیز میرسد. ماده آلی پسیدوگلاهای قلیایی به رنگ خاکستری تیره و ماده آلی پسیدوگلاهای اسیدی به رنگ قهوه ای است.
   از پسدوگلاهای کامل می توان به عنوان مراتع خوب استفاده کرد بعلاوه برای احداث جنگل نیز محل مناسبی هستند.
  
   3- خاکهای مرغزاری ( خاکهای چمنی ):
   این خاکها از رسوبات رودخانه ای تشکیل شده و آب زیرزمینی موجود در آن تابع آب موجود در رودخانه است. این خاکها بیشتر در دره هایی یافت می شود که در آن آب جاری است و آب زیرزمینی دارد. این خاک غنی از پوشش گیاهی ( بصورت چمن، درخت تبریزی و کلا گیاهانی که در محیط مرطوب خوب رشد می کنند ) است. خاکها مرغزار دارای افقهای زیر هستند:
   Ah: این افق از لحاظ هوموسی غنی و به رنگ خاکستری قهوه ای است.
   G: رنگ قسمتهای بالایی این افق بعلت پدیده اکسایش، شبیه رنگ زنگ آهن و رنگ قسمتهای پایینی آن که بیشتر تابع آب زیرزمینی و پدیده احیاء در آن صورت می گیرد به رنگ خاکستری است.
   در منطقه خاکهای مرغزاری، خاکهای نارس به علت جدید بودن رسوبات زیاد است. خاکها مرغزاری ممکن است در نتیجه تغییر عوامل تشکیل دهنده خاک و شرایط موجود، به خاکهای مرغزاری اهکدار، خاکهای مرغزاری رندزین مانند خاکهای سیاه و غیره تبدیل گردد.

   4- خاکهای باتلاقی:
   این خاکها مشابه گلای بوده و افقهای آن نیز مشابه است. این خاک در دهانه رودخانه های نزدیک دریا ( باتلاقهای رودخانه ای ) و در ساحل خود دریا ( باتلاقهای دریایی ) یافت می شود.این خاکها از نوع رسی تا ماسه ای بوده و اغلب دارای کربنات کلسیوم است که حاصل غلاف جانوران کوچک دریایی است. خاکهای باتلاقی قدیم نسبت به نوع جدید مقدار زیادی اهک و باز خود را از دست داده اند، بافت آنها تخریب شده، اسیده شده و سفت و غیر قابل نفوذ شده اند.
   این خاکها از نظر اشباع کاتیونی بسیار متنوع است. باتلاقهای رودخانه ای کمتر از باتلاقهای دریایی در سدیم اشباع شده اند.
   5- خاکهای مردابی ( خاکهای توربی ):
   این خاکها از تورب ( ماده ای که در شرایط مرطوب تشکیل شده و حداقل 30 درصد ماده آلی دارد ) بوجود می آید. مردابها به دو دسته پست و مرتفع تقسیم می شوند. خاکهای مرداب پست که تحت تاثیر آب زیرزمینی تشکیل میشوند، از لحاظ بازها، ازت و مواد غذایی غنی بوده و واکنش آنها خنثی است. برعکس خاک مردابهای مرتفع از لحاظ باز و مواد غذایی فقیر است چرا که پوشش گیاهی توربهای مرتفع اغلب از بوته های کوتاه قد، علفهای فقیر از لحاظ مواد غذایی و کاجهای نامرغوب تشکیل شده است.
   خاکهای شور و سدیمی آب و هوای خشک:
  
   1- سولونچاک:
   آمریکاییها به این خاک، خاک شور می گویند.این خاکها در چاله هایی که در آنجا سطح آب زیرزمینی بالا است، ظاهر میشود. بالا آمدن آب بر اثر خاصیت مویینگی باعث تجمع نمکهای مختلف در افقهای خاک مزبور می شود. بیشتر این نمکها را NaCl، Na2SO4، Na2CO3، CaSO4 و CaCO3 تشکیل می دهند.
   این خاکها دارای واکنش قلیایی بوده و پوشش گیاهی آن کم است در نتیجه ماده آلی آن بسیار کم است.
  
   2- سولونتز:
   به این خاک، خاک قلیایی سفید نیز گفته می شود. مقدار نمک آن کم است و در قسمت تحتانی افق B به حداکثر خود می رسد. اشباع سدیمی در این افق از 15 درصد فراتر رفته و تا 90 درصد هم می رسد. بعلت واکنشهای قلیای در آن PH سولونتز تا 11 هم افزایش پیدا می کند. پوشش گیاهی آن از سولونچاک بیشتر است. در افق خاکستری روشن تا خاکستری قهوه ای سولونتز ماده آلی جمع شده است.
  
   3- سولود:
   با این خاکها، خاکهای رنگ پریده استپی یا خاکها دگراده ( Degrade ) سدیمی نیز می گویند. سولود از خاکهای شور و یا خاکهای قلیایی قدیمی، در نتیجه کم شدن آب زیرزمینی بوجود می آید. این خاک کمی اسیدی است و اشباع سدیمی افق B آن کمتر از 7 درصد است. پیدایش سولود بستگی کامل به اسیدی شدن خاک دارد.

   فرسایش خاک
   همانگونه شرح داده شد، پیدایش خاک با پدیده طبیعی هوازدگی آغاز می گردد و هنگامیکه خاک تازه پا به عرصه وجود می نهد، تحت تاثیر عوامل تخریب و تلاشی نیز قرار می گیرد. فرسایش که خود موجب پیدایش خاک بود، سبب از بین رفتن آن نیز می گردد. از آنجا که خاک به مراتب سست تر از سنگ است، عمل مزبور با شدت بیشتری اتفاق می افتد. لذا در واقع خاک شدیدا به حمایت یعنی پوشیدگی نیازمند است.
   در حقیقت حتی در شیبهای تند وقتی خاک به قدر کافی پوشیده از گیاه باشد، تقریبا فرسایش وجود ندارد و می توان گفت که در زیر حمایت پوشش گیاهی ( معمولا جنگل )، خاک از خطر فرسایش بدور است.
   تاثیر عوامل مختلف در فرسایش خاک:
   الف) تاثیر عوامل طبیعی:
   1- شکل زمین:
   شیب زیاد: هر چه شیب زمین بیشتر باشد، خطر فرسایش خاک بوسیله آب بیشتر است.
   بیابانها و جلگه های وسیع: باد می تواند در بیابانها و جلگه های پروسعت، بدون هیچ مانعی خاک را خشک و از نقطه ای به نقطه دیگر منتقل کند.
  
   2- نوع سنگ و دانه بندی:
   نوع سنگ: خاکهای حاصل از سنگهایی که از کانیهای مختلف تشکیل شده آن ( گرانیت، گنیس و ... ) کمتر فرسایش می یابد. در عوض خاکهای حاصل از سنگ آهک، گچ، لس و ... بوسیله باد و یا آب به آسانی فرسایش می یابد.
   دانه بندی: هر چه دانه بندی خاک ریزتر باشد، خطر فرسایش آن بیشتر است. همچنین خاکهایی که از دانه بندی های مختلف تشکیل شده است ( مثلا از خاکدانه هایی به قطرهای مختلف مانند ریگ، ماسه ، شن و ... )دیرتر از خاکهایی که تماما از رس یا ماسه ریز تشکیل شده اند، فرایش می یابد.
  
   3- تاثیر پوشش زنده:
   اگر خاک دارای پوشش گیاهی باشد،کمتر مورد فرسایش قرار می گیرد. رستنیها هم در مناطق مرطوب هم در مناطق خشک، به حفظ و نگهداری خاک کمک می کند.پوشش گیاهی هم از برخورد مستقیم قطرات باران به جلوگیری می کند و هم از شدت باد می کاهد
  
   4- هوموس:
   خاکهایی که دارای هوموس نامرغوب هستند زودتر تحت فرسایش خاک قرار می گیرند. هوموس مرغوب باعث بهبود بافت خاک شده و از این رو در شرایط آب و هوایی یکسان، پدوزول که هوموسش نامرغوب است، نسبت به خاکهای قهوه ای و حتی خاکهای سیاه استپی زودتر فرسایش می یابد.
  
   5- آب و هوا:
   رگبارها، بارانهای شدید و ذوب ناگهانی برفها، باعث فرسایش خاک می شود. در مناطق کم آب سیلابهای حاصل از بارانهای حادثه ای، باعث فرسایش شدید خاک می شود.
   در مناطق خشک، عامل باد نیز به تخریب و فرسایش خاک کمک می کند. در بعضی موارد این فرسایش چنان شدید است که باعث ایجاد چاله های نسبتا عمیقی در سطح زمین می شود.
  
   ب) دخالت انسان:
   استفاده بی رویه انسان از زمینهای زراعتی، مراتع و جنگها ممکن است خاک را در معرض فرسایش قرار دهد.شواهد زیادی وجود دارد که انسان با ندانم کاری خود باعث از بین رفتن پوشش گیاهی خاک و در نتیجه فرسایش شدید آن شده است. قطع بی رویه درختان جنگلی، چرای بیش از حد دام در مراتع، استفاده بی رویه از زمین های زراعتی، خاک را در معرض فرسایش قرار می دهد.
   گروه بندی دمایی خاک:
  
   1- پرجلیک ( Pergelic ): میانگین سالانه دمای خاک پایین تر از صفر درجه سانتیگراد است.
   2- کراییک ( Cryic ): میانگین سالانه دمای خاک بین صفر تا 8 درجه سانتیگراد است و دمای تابستانه کمتر از 15 درجه سانتیگراد می باشد.
   3- ایزو ( Iso ): بصورت پیشوند اشاره به خاکهایی دارد که اختلاف بین دمای ماه های زمستان و تابستان کمتر از 5 درجه سانتیگراد باشد.
   4- فریجید و ایزوفریجید ( and Isofrigid Frigid ): دمای خاک بین صفر تا کمتر از 8 درجه سانتیگراد ( 32 تا 47 درجه فارنهایت ) است.
   5- مزیک و ایزومزیک ( Mesic and Isomesic ): دمای خاک بین 8 تا کمتر از 15 درجه سانتیگراد ( 47 تا 59 درجه فارنهایت ) است.
   6- ترمیک و ایزوترمیک ( Thermic and Isothermic ): دمای خاک بین 15 تا کمتر از 22 درجه سانتیگراد ( 59 تا 72 درجه فارنهایت ) است.
   7- هایپرترمیک و ایزوهایپرترمیک ( Hyperthermic and Isohyperthermic ): دمای خاک بالاتر از 22 درجه سانتیگراد ( بالاتر از 72 درجه فارنهایت ) است.
  
   گروه بندی رطوبتی خاک:
  
   1- اکویک ( Aquic ): این خاکها حداقل برای مدت زمان کافی ( چند روز ) از آب اشباع شده اند. در این خاکها شرایط احیاء حکمفرماست و رنگدانه های کرومای کم نمایانگر این وضعیت می باشد.
   2- آریدیک یا توریک ( Aridic or Torric ): این خاکها بیشتر از نصف زمانی که خاک یخ نزده است خشک می باشد و هیچگاه 90 روز متوالی زمانی که دمای خاک در عمق 50 سانتیمتری بیشتر از 8 درجه سانتیگراد مرطوب نمی باشد. این حد حرارتی رژیمهای دمایی اریدیک، پرجلیک، کراییک و ایزوفریجید را در بر میگیرد.
   3- پریودیک ( Perudic ): در بیشترین سالها مقدار بارش نسبت به تبخیر و تعریق در هر ماه از سال فزونی دارد.
   4- یودیک ( Udic ): در بیشترین سالها این خاکها جمعا به مدت 90 روز از سال در بخش کنترل رطوبتی خشک نمی باشد ولی زریک نیستند.
   5- یوستیک ( Ustic ):در بیشترین سالها این خاک برای مدتی بیش از 90 روز پی در پی خشک است اما در بخشهایی بیش از نیمی از روزهایی که دمای خاک در عمق 50 سانتیمتری بیشتر از 5 درجه سانتگراد است، مرطوب می باشد.
   6- زریک ( Xeric ): این خاکها در نواحی معتدل قرار دارند و دارای تابستانی خشک و زمستانی مرطوب می باشند.
   رده بندی خاکها بر اساس سیستم آمریکایی:
  
   قبل از اینکه به توضیح این بخش بپردازیم لازم است که یکسری افقهای شناسایی زیر سطحی خاک را که در این طبقه بندی از آن نام برده شده را توضیح دهیم.
   1- افق اگریک: این افق مستقیما در زیر لایه شخم تشکیل می شود و در آن رس، سیلت و هوموس بصورت لایه ای تیره و کلفت جمع شده است.
  
   2- افق آلبیک: این افق E با رنگ روشن است که ارزش رنگ ( Color Value ) آن در حالت خشک مساوی یا بیشتر از 5 در حالت مرطوب برابر یا بیشتر از 4 می باشد.
  
   3- افق آرجیلیک: بطور کلی یک افق B است که مقدار رس آن در مقایسه با افق بالایی خود 2/1 برابر زیادتر می باشد که این افق توسط انباشتگی رس آبرفتی به وجود می آید.
  
   4- افق کلسیک: در این لایه تجمع ثانویه کربناتها و عموما از نوع کلسیم و منیزیم وجود دارد و حداقل دارای 15 سانتیمتر ضخامت می باشد. میزان کربنات کلسیم آن بیشتر از 15 درصد و مقدار کربنات این افق حداقل 5 درصد بیشتر از لایه زیرین آن است.
  
   5- افق کمبیک: یک افق زیر سطحی با بافتهای شنی خیلی ریز که در آن چند نشانه ضعیف از افق آرجیلیک یا اسپودیک به چشم می خورد.
  
   6- افق ژیپسیک: این افق از سولفات کلسیم غنی است و مقدار آن باید حداقل 5 درصد زیادتر از مواد زیرین این افق است.
  
   7- افق کاندیک: این افق از رسهایی با فعالیت کم تشکیل شده است بطوریکه CEC رس در 7=PH کمتر یا مساوی 100g/meg 16 است.
  
   8- افق ناتریک: این افق خواص یک افق آرجیلیک را دارد ولیکن علاوه بر آن دارای ساختمان منشوری یا ستونی است و بیش از 15 درصد ظرفیت تبادل کاتیونی (CEC) در آن با Na+ اشباع شده است و یا اینکه در 2/8=PH مجموع Mg2+ و Na+ تبادل بیشتر از مجموع Ca2+ و اسیدیته تبادلی می باشد.
  
   9- افق اکسیک: ضخامت این افق حداقل 30 سانتیمتر و بافت آن لوم شنی یا ریزتر است. مقدار CEC آن در 7=PH برابر با 100g/meg 16 است.
  
   10- افق پتروکلسیک: این لایه یک افق کلسیک سخت شده است. درجه سختی آن بر اساس مقیاس مو (Moh)، 3 یا بیشتر بوده و حداقل 2/1 درصد آن در اسید حل شده و از بین می رود لیکن در آب شکسته و تجزیه نمی شود.
  
   11- افق سومبریک: این افق دارای زهکشی خوب بوده اما زهکش آن در حد افق آلبیک نمی باشد. این افق در اثر انباشتگی هوموس آبرفتی تشکیل شده است.
  
   12- افق اسپودیک: در این افق سزکویی اکسیدهای آزاد و مواد آلی آبرفتی جمع شده است.
  
   13- افق پلینتایت: افقی است با هوموس کم و سزکویی اکسید زیاد که بر اثر تر شدن و خشک شدن مکرر به گونه ای برگشت ناپذیر به کفه های سخت محتوی آهن و یا خاکدانه ها تبدیل می گردد. در بخشهای قرمز سخت شده این لایه دارای رنگین دانه هایی از اجسام زرد، خاکستری یا سفید هستند.
  
   14- افق فراجی پن: اینگونه لایه های زیر سطحی دارای وزن مخصوص ظاهری زیاد بوده، در حالت مرطوب ترد و شکننده و در حالت خشک بسیار سخت هستند.
   الف- آلفی سولها ( Alfisols ): خاکهایی با عناصر بازی زیاد و افقهای آرجیلیک
   آلفی سولها حدود 13 درصد از سطح زمین را در بر می گیرند. این خاکها به سبب حاصلخیزی طبیعی، موقعیتشان در مناطق مرطوب و نیمه مرطوب و واکنش آنها به مدیریت خوب به گونه ای گسترده برای کشاورزی استفاده می شوند. این خاکها در مناطق معتدل دیده می شوند ولی در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری نیز گسترده اند.
   مشخصات آلفی سولها:
   1- انباشگی کافی از رسها و تشکیل افقهای آرجیلیک و کاندیک در بخش زیرین خاک ( افق Bt ).
   2- وضعیت بازی نسبتا زیاد با درجه اشباع بازی 35 درصد که با افزایش عمق افزایش می یابد.
   3- گستردگی زیر پوشش گیاهی جنگلی پهن برگ
   4- دارای افقهای O، A، Bt و E و احتمال حضور افقهای ناتریک، پتروکلسیک در اکوسیستم های مختلف.
   5- رژیم رطوبتی مناسب و وجود آب قابل استفاده برای گیاهان مزوفیتیک در بیش از نیمی از سال و یا برای سه ماه پیوسته در فصل گرم.
   6- انباشتگی کم مواد آلی خصوصا در مناطق زیر کشت.
   طبقه بندی آلفی سولها:
   آلفی سولها به 5 زبر رده تقسیم می شوند:
   1- اکوالف ها ( Aqualfs ): به گونه ای فصلی از آب اشباع هستند و یا اگر به طور مصنوعی زهکشی شده اند، نشانه هایی از رطوبت قبلی مانند رنگین دانه، کرومای پایین و سخت دانه های آهن و منگنز با قطر 2 میلیمتر و بیشتر را نشان می دهند.
   انواع اکوالف ها شامل:
   a) پلینت اکوالف ها ( Plinthaqualfs ):در 5/1 متری از سطح این خاکها بیشتر از 50 درصد پلینتایت وجود دارد.
   b) ناتراکوالف ها ( Natraqualfs ): دارای افقهای ناتریک می باشد.
   c) دوراکوالف ها ( Duraqualfs ): دوری پن وجود دارد.
   d) فراجی اکوالف ها ( Fragiaqualfs ): فراجی پن وجود دارد.
   e) کاندی اکوالف ها ( Kandiaqualfs ): افق آرجیلیک یا افق کاندیک فوقانی دارای CFC کمتر یا مساوی 16 میلی اکی والان در صد گرم رس است.
   f) گلاس اکوالف ها ( Glossaqualfs ): افق آلبیک به درون افق آرجیلیک زبانه زده و دوری پن وجود ندارد.
   g) آلب اکوالف ها ( Albaqualfs ): تغییرات بافتی بسیار واضح از افق آلبیک تا افق آرجیلیک وجود دارد.
   h) آمبراکوالف ها ( Umberaqualfs ): افق سطحی آمبریک وجود دارد.
   i) اکراکوالف ها ( Ochraqualfs ): افق سطحی اکریک وجود دارد.
    2- بورالف ها ( Boralfs ): به مرطوبی اکوالف ها نیستند و رژیم دمایی فریجیدر یا سردتر دارند و معمولا افق آلبیک به درون افق آرجیلیک یا ناتریک زبانه می زند.
   انواع بورالف ها:
   a)پیلی بورالف ها ( Paleboralfs ): مرز بالایی افق آرجیلیک عمیق تر از 60 سانتیمتر است و بافت خاک در برخی لایه های بالای افق آرجیلیک ریزتر از شنی ریز لومی ( Loamy fine sand ) می باشد.
   b) فراجی بورالف ها ( Fragiboralfs ): فراجی پن وجود دارد.
   c) ناتری بورالف ها ( Natriboralfs ): افق ناتریک وجود دارد.
   d) کرایوبوالف ها ( Cryoboralfs ): رژیم دمایی خاک کراییک است.
   e) اوتروبورالف ها ( Eutroboralfs ): در همه بخشهای افق آرجیلیک اشباع بازی بیشتر یا برابر 60 درصد بوده و در بخشهایی از هر سال برخی افقها خشک هستند.
   f) گلاسوبورالف ها ( Glossoboralfs ): در قسمتهایی از افق آرجیلیک اشباع بازی از 60 درصد کمتر است ویا هرگز خشک نیستند.
  
   3- یودالف ها ( Udalfs ): به اندازه اکوالف ها مرطوب نیستند و به اندازه بورالف ها سرد یا دارای زبانه نمی باشند.
   انواع یودالف ها:
   a) اگریودالف ها ( Agrudalfs ): دارای افق اگریک است.
   b) ناتریودالف ها ( Natrudalfs ): دارای افق ناتریک است.
   c) فریودالف ها ( Ferrudalfs ): دارای افق آلبیک نا پیوسته است و گره های اهن با قطر 5/2 تا 5 میلیمتر در افق آرجیلیک وجود دارد.
   d) گلاس یودالف ها ( Glossudalfs ): دارای افق آلبیکی است که به درون افق آرجیلیک زبانه زده است.
   e) فراگلاس یودالف ها ( Fraglossudalfs ): دارای فراجی پن است و مواد افق آلبیک به درون افق آرجیلیک زبانه زده است.
   f) فراجی یودالف ها ( Fragiudalfs ): دارای فراجی پن است.
   g) کاندی یودالف ها ( Kandiudalfs ): دارای افق آرجیلیک و یا افق کاندیک فوقانی که CEC کمتر یا مساوی 16 میلی اکی والان در صد گرم رس است و میزان رس به 20 درصد حداکثر میزان رس در 150 سانتیمتری از سطح کاهش پیدا نمی کند.
   h) کان هاپل یودالف ها ( Kanhapludalfs ): بیشتر افقهای آرجیلیک و کاندیک دارای CEC کمتر یا مساوی 16 میلی اکی والان در صد گرم رس می باشند.
   i) پیلی یوداف ها ( Paleudalfs ) خاک فعال عمیق تر از 5/1 متر است و توضیع رس به گونه ای است که تا عمق 5/1 متری از سطح خاک کمتر از 20 درصد مقدار ماکزیمم کاهش دارد.
   j) ردیودالف ها ( Rhodudalfs ): افق آرجیلیک دارای هیوی قرمزتر از 5YR و ولیوی کمتر از 4 است.
   k) هاپل یودالف ها ( Hapludalfs ): سایر یودالف ها.
   4- یوستالف ها ( Ustalfs ): رژیم رطوبتی یوستیک دارند و مثل بورالف ها سرد نبوده و زبانه نیز ندارند و عموما در پایین خاک فعال انباشتگی کربنات دیده می شود.
   انواع یوستالف ها:
   a) دوریوستالف ها ( Durustalfs ): دوری پن زیر افق آرجیلیک یا ناتریک ولی در محدوده 1 متر از سطح خاک وجود دارد.
   b) پلینت یوستالف ها ( Plinthustalfs ): در عمق 25/1 متری از سطح خاک پلینتایت وجود دارد.
   c) ناتریوستالف ها ( Natrustalfs ): دارای افق ناتریک است.
   d) کاندی یوستالف ها ( Kandiusdalfs ): دارای افق آرجیلیک یا افق کاندیک فوقانی با CEC کمتر یا مساوی 16 میلی اکی والان در صد گرم رس است و میزان رس به 20 درصد حداکثر میزان رس در 150 سانتیمتری از سطح کاهش پیدا نمی کند.
   e) کان هاپل یوستالف ها ( Kanhaplustafs ): بیشتر افقهای آرجیلیک و کاندیک دارای CEC کمتر یا مساوی 16 میلی اکی والان در صد گرم رس می باشند.
   f) پیلی یوستالف ها ( Paleustalfs ): در عمق 5/1 متری از سطح خاک افق پتروکلسیک وجود دارد و یا دارای افق آرجیلیک ضخیم می باشد.
   g) ردیوستالف ها ( Rhodustalfs ): افق آرجیلیک قرمزتر از 5YR است.
   h) هاپل یوستالف ها ( haplustalfs ): سایر یوستالف ها
  
   5- زرالف ها ( Xeralfs ): رژیم رطوبتی زریک دارند و یا این که دارای افق سطحی توده ای و سخت و یا بسیار سخت با یک رژیم رطوبتی اریدیک هم مرز زریک می باشند.
   انواع زرالف ها:
   a) دوری زرالف ها ( Durixeralfs ): در عمق 1 متری از سطح خاک دوری پن وجود دارد.
   b) پلینتوزرالف ها ( Plinthoxeralfs ): در عمق 25/1 متری از سطح خاک پلینتایت وجود دارد.
   c) ناتری زرالف ها ( Natrixeralfs ): افق ناتریک وجود دارد.
   d) فراجی زرالف ها ( Fragixeralfs ): فراجی پن وجود دارد.
   e) ردوزرالف ها ( Rhodoxeralfs ): افقهای آرجیلیک قرمزتر از 5YR می باشند.
   f) پیلی زرالف ها ( Palexeralfs ): خاک فعال ضخیمتر از 5/1 متر و یا لایه پتروکلسیک در عمق 5/1 متری از سطح خاک وجود دارد.
   g) هاپل زرالف ها ( Haplxeralfs ): سایر زرالف ها

   ب- اندیسولها ( Andisols )
   اندیسولها خاکهایی هستند که از مواد خروجی آتشفشانی ( خاکستر، پومیس، سیندر و گدازه های بازالتی ) تشکیل شده اند و خصوصیات مشخصه آنها را دارا می باشند. افق A تیره رنگ بوده، کانیهای ثانویه مرحله اول ( آلوفان، ایموگولیت، فریهیدریت و ... ) وجود دارند. این خاکها پتانسیل زیادی برای جذب و تثبیت فسفر داشته و PH بیشتر از 6/10 هم در آنها دیده می شود. این خاکها در همه رژیمهای رطوبتی و احتمالا دمایی یافت می شوند.
   اندیسولها به 7 زبر رده تقسیم می شوند:
   1- اکواندها ( Aquands ):رژیم رطوبتی اکویک دارند یا به طور مصنوعی زهکشی شده اند و دارای اپی دون هیستیک، رنگین دانه با کرومای پایین، یا آهن دوظرفیتی در خاک زیرند که از آب اشباع شده اند.
   انواع اکواندها:
   a) کرای اکواندها ( Cryaquands ): رزیم دمایی خاک کراییک یا پرجلیک است.
   b) دوری اکواندها ( Duraquands ): دوری پن وجود دارد.
   c) پلاک اکواندها ( Placaquands ): حضور افق پلاکیک در فاصله 1 متری از سطح خاک
   d) ویتراکواندها ( Vitraquands ): مواد درشتر از نظر اندازه قطعات.
   e) ملان اکواندها ( Melanaquands ): حضور اپی دون سیاه با ضخامت 30 سانتیمتر یا بیشتر و دارای 8 درصد یا بیشتر ماده آلی.
   f) هاپل اکواندها ( Haplaquands ): سایر اکواندها
  
   2- کرایاندها ( Cryands ): اندیسولهایی با رژیمهای دمایی خاک کراییک یا پرجلیک هستند.
   انواع کرایاندها:
   a) جلی کرادیاندها ( Gelicryands ): میانگین دمای سالانه خاک کمتر از صفر درجه سانتیگراد است.
   b) هیدروکرایاند ( Hydrocryands ): وزن آب در مکش 15 بار بیش از 100 درصد است.
   c) ویتری کرایاند ( Vitricryands ): وجود مواد درشت تر
   d) هاپلو کرایاندها ( Haplocryands ): سایر کرایاندها
  
   3- توراندها ( Torrands ): دارای رژیم رطوبتی اریدیک است.
  
   4- زراندها ( Xerands ): دارای رژیم رطوبتی زریک است.
   انواع زراندها:
   a) ویتری زراندها ( Vitrixerands ): دارای مواد درشت
   b) هاپلوزراندها ( Haploxerands ): سایر زراندها
  
   5- ویتراندها ( Vitrands )
   انواع ویتراندها:
   a) یوستی ویتراندها ( Ustivitrands ): رژیم رطوبتی خاک یوستیک
   b) یودی ویتراندها ( Udiivitrands ): رژیم رطوبتی خاک یودیک
  
   6- یوستاندها ( UStands )
   انواع یوستاندها:
   a) دوریوستاند (Durustands ): حضور دوری پن
   b) هاپل یوستاند (Haplustands ): سایر یوستاندها
  
   7- یوداندها ( Udands )
   انواع یوداندها:
   a) دوریوداندها ( Durudands ): حضور یک دوری پن
   b) پلاک یواندها ( Placudands ): حضور یک افق پلاکیک در فاصله 1 متری از سطح خاک
   c) هیدریوداندها ( Hyderudands ): حضور دست کم 35 سانتیمتر از موادی در 1 متر بالایی که آب نگهداری شده ان در مکش 15 بار نمونه های خشک نشده از 100 درصد بیشتر است.
   d) ملان یوداندها ( Melanudands ): حضور اپی دون سیاه با ضخامت 30 سانتیمتر یا بیشتر و دارای 8 درصد یا بیشتر ماده آلی.
   e) فولوی یوداندها ( Fulviudands ): حضور اپی دون سیاه با ضخامت 30 سانتیمتر یا بیشتر و دارای 8 درصد یا بیشتر ماده آلی اما نه به سیاهی ملان یوداندها.
   f) هاپل یوداندها ( Hapludands ): سایر یوداندها

   ج- آریدی سولها ( Aridisols ): خاکهای مناطق خشک
   این خاکها در آب و هوای خشک تشکیل شده، حدود 35 درصد سطح زمین را در بر میگیرند، تجمعی از افقهای آهکی و گچی دیده می شود.افقهای A و Bt دارای نمک هستند.
   آب و هوای خشک در مناطق بیابانهای قطبی، بیابانهای معتدل سرد و بیابانهای گرم وجود دارند.
   در رژیمهای رطوبتی خشک معمولا افقهای خاک از بالا تا 100 سانتیمتری شامل: کربنات کلسیم، کامبیک، ژیپس، ناتریک، پتروکلسیک و پتروژیپس یا یک افق نمکی ویا افق آرجیلیکی. در این رژیم رطوبتی دما در 50 سانتی زیر خاک بیشتر از 5 درجه سانتیگراد می باشد. نسبت کم کربن به نیتروژن در این خاکها به علت فعالیتهای باکتریهای نیترات ساز یا جلبکهای سبز آبی تثبیت کننده ازت می باشد.
   آریدی سولها بر اساس وجود آرجیلیک به دو زیر رده تقسیو می شوند:
   1- ارتیدها ( Orthids ): افقهای بدون آرجیلیک
   a) سال ارتیدها ( Salorthids ): دارای افق سالیک در یک متری سطح خاک می باشند.
   b) پیل ارتیدها ( Paleorthids ): دارای افق پتروکلسیک در یک متری سطح خاک می باشد.
   c) دورارتیدها ( Durorthids ): دارای افق چیپسیک یا پتروچیپسیک در یک متری سطح خاک می باشد.
   d) چیپسی ارتیدها ( Grpsiorthids ): دارای افق چیپسیک یا پتروچیپسیک در یک متری سطح خاک می باشد.
   e) کلسی ارتیدها ( Calciorthids ): دارای افقهای کلسیک یا چیپسیک در یک متری سطح خاک می باشد.
   f) کامب ارتیدها ( Camborthids ): فقط دارای افق کامبیک می باشد.
   2- آرجیدها ( Argids ):افقهای دارای آرجیلیک
   a) دورآرجیدها ( Durargids ): دوری پن در یک متری سطح خاک وجود دارد و افق آرجیلیک یا ناتریک بالای دوری پن بدون ساختمان ستونی می باشد.
   b) نادورآرجیدها (Nadurargids ): دوری پن در یک متری سطح خاک وجود دارد و افق آرجیلیک یا ناتریک بالای دوری پن دارای ساختمان ستونی می باشد.
   c) ناترآرجیدها ( Natrargides ): دارای افقهای ناتریک با ساختمان ستونی در یک متری سطح خاک می باشد.
   d) پیل آرجیدها ( Paleargids ): دارای افق پتروکلسیک در یک متری سطح می باشد یا اینکه دارای افق آرجیلیکی است که بیش از 35 درصد رس دارد.
   e) هاپل آرجیدها ( Haplargids ): دارای افقهای آرجیلیکی می باشند که کمتر از 35 درصد رس دارد.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد